تمام آن چه در آسمانهاى بلند قرار دارد ، از آن تو و كبريائيت در دنيا و آخرت مخصوص توست .
توحيد و توجه به عدم جدايى حق از مظاهرش
اين بيان ، در انتهاى فرمايشاتى واقع است كه حضرت حقّ سبحانه به ذات و يگانگى در كمالات خوانده شده ( در 15 مورد ) بدين گونه :
« أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ ، وَ أَنْتَ اللَّهُ . » « 1 »
خداوندا ! تويى خداوندى كه پروردگار عالميانى و تويى خدايى . . .
و در 13 مورد به گونه ديگر :
« أَللَّهُمَّ ! أَنْتَ سابِغُ النَّعْماءِ ، حَسَنُ الْبَلآءِ . . . » « 2 »
خدايا ! نعمتت فراوان و گسترده و ابتلائاتت نيكوست . . .
به منظور دفع اين توهّم كه او سبحانه در كنار مظاهرش به ذات و كمالات مىباشد و صفات و نامهاى او كه ظهور موجودات به آنها است ، با ذاتش جدايى دارند ، فرموده :
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّكَ دَنَوْتَ . . . »
و امّا اين كه چگونه مىتوان تصوّر نمود كه او سبحانه در عين نزديكى به مظاهر ، علوّ و برترى و در عين برترى ، نزديكى دارد .
احاطه تجرّدى حق بر مظاهر
اوّلًا ؛ بايد توجه داشت كه در بيان دو جمله فوق ، سخن از : « دَنَوْتَ بِالْمَظاهِرِ أَوْ الْأَشْياءِ ، وَ عَلَوْتَ عَلَى الْمَظاهِرِ وَ الْأَشْياءِ » نيامده تا كسى تصوّر كند خداوند در كنار اشياء و مظاهر است ، بلكه فرموده : « دَنَوْتَ فِى عُلُوِّكَ وَ عَلَوْتَ فِى دُنُوِّكَ » . اين بيان ، مشير به احاطه تجرّدى حق سبحانه به شراشر وجود همه مخلوق كه ( كتاب و سنّت و عقل و شهود نيز بر آن نظر دارد ) مىباشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 369 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 370 .