بندگان الهى را بيدارباش مىدهد و از استقلال دادن به خود و مظاهر ، بازشان مىدارد تا هيچ گاه و در هيچ برداشتى از جهان مادّى ، از توجه به حضرت حق سبحانه بىبهره نباشند و بتوانند طريق مقصد غايى از خلقت را بپيمايند .
معصوم - عليهالسّلام - نيز اگر چنين گفتارى دارد ، صورتاً ؛ از عالم طبع خود ترسناك است ، كه مبادا به چنان امرى كه ديگران مبتلايند ، مبتلا شود ( اگر چه قدرت معنوى او - عليهالسّلام - به حدّى است كه بر جهان مادّىاش غالب مىباشد ) ؛ ولى بالاخره از خلقت خاكى مبرّا نبوده و
أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
« 1 » ؛ ( من هم مثل شما بشرى هستم . ) مىگويد .
بنابراين ، مىتوان گفت : علّت اين همه توجّه دادن به توحيد در اين دعا و ادعيه ديگر ، جهت فوق مىباشد ، واللَّه يعلم .
اما نكاتى كه در جملههاى اين دعا وجود دارد :
( 827 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أُرِيدُ أَنْ أُثْنِىَ عَلَيْكَ ، وَ ما عَسى أَنْ أَبْلُغَ مِنْ مِدْحَتِكَ مَعَ قِلَّةِ عَمَلِى وَ قِصَرِ رَأْيِى . » « 2 »
خداوندا ! من مىخواهم ثناى تو را بگويم ؛ ولى [ ثناى ] من با وجود عمل اندك و رأى قاصر و ناقصم به كجاى مدح و ثناى تو مىرسد .
عدم توانايى وصف پروردگار ، مگر براى مخلَصين
اين بخش ، شاهد بر بيان فوق ما نسبت به بيانات توحيدى دعا مىباشد ، به اضافهى 9 قسمتى كه ذيل دارد و مىفرمايد : « أَنْتَ الْخالِقُ وَ أَنَا الْمَخْلُوقُ . . . »
از فرمايش حضرت - عليهالسّلام - كه مىفرمايد : « مَعَ قِلَّةِ عَمَلِى وَ قِصَرِ رَأْيِى » ، ظاهر مىشود كه تا شخص خود و عمل خويش را در درياى بىانتهاى حضرت حقّ سبحانه
هامش
( 1 ) . سورهى كهف ، آيهى 110 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 369 .