نيفكنده و توجه به خود و عمل و آرايش دارد ، ممكن نيست بتواند او سبحانه را به شايستگى بستايد ؛ زيرا محدود ، هرگز نمىتواند معرف غير محدود به كمالات و ذات باشد . اما وقتى كه خود را نديد ، حقّ سبحانه جاى وى خواهد نشست و خود ، مادح خويش مىگردد . لذا نسبت به آنان كه آن گونه نشده و شدهاند مىفرمايد :
سُبْحانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ إِلَّا عِبادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ
« 1 »
خدا منزّه است از آن چه در وصف مىآورند ، به استثناى بندگان مُخلَص خدا .
شرط رسيدن به مقام ثناى پروردگار
امّا اين كه كى و كجا مىتوان به منزلت بلوغ مدح و قوّت رأى نايل شد ؟ از مفهوم بيان حضرت : « مَعَ قِلَّةِ عَمَلِى » ظاهر مىشود كه عمل عظيم و برجستهى بشر است كه مىتواند توجه او را از عالم طبع ، به حقيقتش منعطف نمايد و او را از خود بگيرد ، تا قدرت بر ستايش حضرتش را ( به بيانى كه گفته شد ) پيدا نمايد .
( 828 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّكَ دَنَوْتَ فِى عُلُوِّكَ ، وَ عَلَوْتَ فِى دُنُوِّكَ ، فَدَنَوْتَ وَ لَيْسَ دُونَكَ شَىْءٌ ، وَارْتَفَعْتَ فَلَيْسَ فَوْقَكَ شَىْءٌ ، تَرى وَ لا تُرى ، وَ أَنْتَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلى ، فالِقُ الْحَبِّ وَالنَّوى ، لَكَ ما فِى السَّماواتِ الْعُلى ، وَ لَكَ الْكِبْرِيآءُ فِى الْآخِرَةُ وَالْأُولى . » « 2 »
خداوندا ! تو در عين علوّ و برترى نزديك و در عين نزديكى بلندپايه و برترى و نزديكىات به گونهاى است كه هيچ چيز نزديكتر از تو نيست و بلندپايگىات چنان است كه هيچ چيز بالاى تو نيست . مىبينى و نمىتوان تو را ديد و در بالاترين تماشاگاه قرار دارى و دانه و هسته را مىشكافى و
هامش
( 1 ) . سورهى صافات ، آيات 159 و 160 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 370 .