1 . در ظهور دادن مظاهر از سوى حق تعالى ، ديگرى دخالت نداشته تا تفوّق و برترى بر او داشته باشد : « ظَهَرْتَ » .
2 . تفوّق و برترى داشتن او بر مظاهر ( به سبب آن كه ظهوراتشان به حضرت حق تحقق مىيابد ) ، مانند اشراف مظهرى بر مظهرى ديگر نيست : « فَلا شَىْءَ فَوْقَكَ » ، بلكه فوقيّت حق بر هر چيز به حساب احاطهاش بر آنها مىباشد و از فوقيّت نيز مبرّا و منزّه است : « تَقَدَّسْتَ فِى عُلُوِّكَ » .
( 817 )
« وَ تَرَدَّيْتَ بِالْكِبْرِيآءِ فِى الْأَرْضِ وَ فِى السَّمآءِ ، وَ قَويتَ فِى سُلْطانِكَ ، وَ دَنَوْتَ فِى كُلِّ شَىْءٍ فِى ارْتِفاعِكَ . » « 1 »
و در آسمان و زمين ، رداىِ كبريائيت و بزرگمنشى را به تن كردهاى و در تسلّط و چيرگىات نيرومندى و در عين بلندپايگى ، به هر چيز نزديكى .
كبريائيت حق ؛ احاطه حق بر مظاهر
اگر خواننده دعا ، احاطه حق سبحانه را بر همه مظاهرش - اعمّ از زمين و آسمان و موجودات آن دو - با ديدهى دل مشاهده نموده و يا بنمايد يا آن را به تصوّر و تعقّل درآورد ، بيان دعا بر او ظاهر مىشود و شكّ و ترديدى براى او باقى نمىماند كه اوست در بر كننده رداى كبريائيت ؛ زيرا ظهور و دوام و كمالات هر چيز به او سبحانه ( با احاطهاى كه به هر شىء دارد ) مىباشد و كبريائيت در حقيقت ، جز سلطه بر امور مملكتى نيست و كدام سلطهاى بالاتر از سلطه الهى بر شراشر اجزاى خلايق مىباشد ؟
لذا بعد از جمله اوّل : « وَ تَرَدَّيْتَ بِالْكِبْرِيآءِ . . . » مىفرمايد : « وَ قَويتَ فِى سُلْطانِكَ » و « وَ دَنَوْتَ فِى كُلِّ شَىْءٍ فِى ارْتِفاعِكَ » .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 358 .