ديگر خود را نمىديده تا حامديّت و حمد و محمودى مشاهده نمايد و سخنانى كه در اين حال از امام - عليهالسّلام - ( كه شايسته منزلت اوست ) و هر كس كه به منزلت مخلَصيّت و فنا راه يافته باشد صادر شود ، معنايى لطيف و ظريف و شايسته از آن استفاده مىشود ، كه كسى را قدرت بر بيان آن نمىباشد . همه جملهها ، به خصوص جمله آخر :
« حَمْداً . . . يُقابِلُ عِزَّ جَلالِكَ » ، شاهد خوبى بر اين گفتار ماست ؛ زيرا مقام عزّت جلال الهى ، منزلتى است كه خداوند نمىخواهد در آن جا موجودى از خود دم زند ، چه رسد به اين كه سخن از حامديّت و محموديّت و حمد گويد . بيانات مرحوم استاد علامه طباطبايى - رحمهاللَّه - نيز كه در توضيح بعضى از بخشهاى اين حمدها فرمودند ، به بيانى كه نموديم بازگشت مىكرد .
( 800 )
« رَبِّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ . . . وَ صَلِّ عَلَيْهِ وَ آلِهِ صَلاةً تُجاوِزَ رِضْوانَكَ ، وَ يَتَّصِلُ اتِّصالُها بِبَقائِكَ [ بِدَوامِكَ ] وَ لا تَنْفَدُ كَما لا تَنْفَدُ كَلِماتُكَ . » « 1 »
پروردگارا ! بر محمّد و آل او درود فرست و به آنان چنان درودى بفرست كه از خشنوديت بگذرد و به پايندگى [ يا : جاودانگى ] تو پيوسته گردد و [ هيچ گاه ] پايان نپذيرد ، چنان كه كلماتت پايانپذير نيست .
تقاضاى دوام كمالات براى معصومين - عليهمالسّلام -
حضرت سجّاد - عليهالسّلام - در اين بخش و بخشهاى دهگانه بعد از آن ( كه به بعضى از آنها اشاره خواهيم كرد ) ، در مقام آن است كه رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سّلم - و آلش - عليهمالسّلام - را به گونهاى كه خود بر آن آگاه است ، بستايد . بخش فوق ، پنجمين
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 352 .