اين جملهها ، در مقام بيان اخلاص در عمل نيست ، بلكه در مقام اخلاص به تمام وجود است كه نام آن را خداوند تعالى مخلَص گذاشته و جملههاى فوق در مقام نفى همه چيز از خود است .
( 701 )
« أللَّهُمَّ ! إِنِّى أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفَقْرِ ، وَ مِنْ وَسْواسِ الصَّدْرِ ، وَ مِنْ شَتاتِ الْأُمُورِ ، وَ مِنْ عَذابِ الْقَبْرِ . » « 1 »
خداوندا ! از نادارى و وسوسهى دل و پراكندگى امور و عذاب قبر به تو پناه مىبرم .
اهميت امور مورد استفاده در دعا
پناه بردن به خداوند از چهار امر فوق ( آن هم در روز عرفه ) ، دلالت بر مشكل بودن تحمّل آنها ، به خصوص بر مؤمن در عالم طبيعت و پس از گذشت از اين جهان دارد ؛ زيرا بشرى كه خود را نساخته باشد ، فقر و وسوسههاى گوناگون عالم طبع و امور ديگر آن وى را از توجّه به غرض غايى از خلقت باز مىدارد و ناچار سرمايهى عمر خويش را بىنتيجه به پايان خواهد برد و پس از گذشت از اين جهان ، اوّل سختى را در قبر مشاهده مىكند و خواهد ديد كه تهىدست وارد اوّلين مرحلهى قيامت شده و مىگويد :
رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ
« 2 »
پروردگارا ! مرا باز گردانيد ، شايد من در آن چه وانهادهام ، كار نيكى انجام دهم .
و جواب مىشنود :
كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها
« 3 »
نه چنين است ! اين سخنى است كه او گويندهى آن است .
شايد عذاب شنيدن
كَلَّا
، بالاتر از عذاب مشاهده تهىدستىاش باشد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 338 .
( 2 ) . سورهى مؤمنون ، آيات 99 و 100 .
( 3 ) . سورهى مؤمنون ، آيهى 100 .