خداوندا ! ستايش تو را است هم چنان كه تو مىفرمايى و بهتر از آن چه ما مىگوييم و بالاتر از آن چه تمامى گويندگان مىگويند .
مقام حمد مخلَصين
شايد جملهى اوّل : « لَكَ الْحَمْدُ كَالَّذِى تَقُولُ » اشاره به آيهى شريفهى :
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
« 1 » باشد و جملهى دوّم و سوّم : « خَيْراً مِمّا نَقُولُ ، وَ فَوْقَ ما يَقُولُ الْقائِلُونَ . » نيز به برترى حمد و ستايش حضرت حقّ نسبت به خويش از آن چه بندگانش مىستايند اشاره دارد ؛ زيرا حمدى كه بندگان از او سبحانه مىنمايند ؛ خود و حمد خويش را به حضرتش مىبينند ، به خلاف او كه حامد و محمود ، حمد را از خود مىداند و مىگويد :
« أَلْحَمْدُللَّهِ » و چنان چه بندهاى به مرحلهاى رسيد كه ديگر خويش را در ميان نديد و فناى ذاتى و اسمايى و صفاتى و فعلى برايش حاصل شد و مخلَصْ گرديد ، حمدش چون حمد الهى خواهد شد و مىگويد :
( 700 )
« أَللَّهُمَّ ! لَكَ صَلاتِى وَ نُسُكِى ، وَ مَحْياىَ وَ مَماتِى ، وَ لَكَ بَرائَتِى ، وَ لَكَ [ بِكَ ] حَوْلِى ، وَ مِنْكَ قُوَّتِى . » « 2 »
خدايا ! نماز و عبادتها و زندگى و مرگم ، تنها براى توست و بيزارى جويىام نيز از آن توست و متحوّل شدنم براى [ يا : به ] تو و نيرو و قدرتم از توست .
مقام مخلَصين ؛ نفى همه چيز از خود
هامش
( 1 ) . سورهى حمد ، آيهى 1 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 338 .