تقدير الهى پس از تطهير بندگان
منظور از قضا و قدر در فراز فوق ، قضا و قدر ازلى و در علم اجمالى پروردگار مراد نيست ؛ زيرا اوّلًا در آن مقام ، قَدَر ، تقدّم رُتبى بر قضا دارد و ثانياً معنا ندارد آن چه در آن منزلت مورد نظر گرفته شده ، تقاضاى آن را در اين عالم و در شب قدر داشته باشيم ؛ پس مراد از قضا و قدر ، پياده و اندازهگيرى شدن مقدّرات در سال جديد است كه بَداى در آن راه نداشته باشد ؛ زيرا تا شب قدر نيامده و اعمال صالحهى بندگان ، صفاى معنوى پيدا ننموده ، قضاى حتمى الهى كه بر خوبىها و نعمتهاى خوب معنوى و ظاهرى قرار گرفته ، ممكن است قَدَر ابتلائات و اشتباهات ، قدر و تقدير خارجىِ ايشان را عوض نمايد ؛ ولى پس از تطهير باطنى ، قضا و خواستهى ازلى الهى - كه هرگز بر بدى آنان نخواهد بود - به تقديرشان صورت خوب مىدهد و قضاى مبرم و حتمى خويش را دربارهى آنان پياده خواهد نمود .
از همين روست كه مىبينيم در جملههاى فوق بيان : « مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ » و « مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ » و « فِى الْقَضآءِ الَّذِى لا يُرَدُّ و لا يُبَدَّلُ » استعمال شده و اگر نارسايى بندگان مانع نباشد ، چرا امر محتوم و حكيم ، كارِ خود را انجام ندهد ؟ « 1 » شايد جملههاى آتيه نيز تقاضاى پياده شدن قضاى حتمى دربارهى خواستهها باشد كه مىفرمايد :
( 477 )
« أَنْ تَكْتُبَنِى مِنْ حُجّاجِ بَيْتِكَ الْحَرامِ ، أَلْمَبْرُورِ حَجُّهُمْ ، أَلْمَشْكُورِ سَعْيُهُمْ ، أَلْمَغْفُورِ ذُنُوبُهُمْ ، أَلْمُكَفَّرِ عَنْهُمْ سَيِّئآتُهُمْ . » « 2 »
كه مرا از حاجيان و قاصدان خانهى محترمت نوشته [ و مقرّر فرمايى ] ،
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر ، ر . ك : بحارالانوار ، ج 97 ، ص 1 ، همهى باب 53 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 188 .