دارد كه خداوند ، همهى عالم وجود را به جهت خلقت اين بزرگواران - عليهمالسّلام - خلق فرموده ( چنان كه از دعاى گذشته « سُبْحانَ مَنْ أَكْرَمَ مُحَمَّداً - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - . » و احاديث شبيه به آن استفاده مىشود ) و همان گونه كه جز حضرت حق ، كسى بر احصا و شمارش حمد او قدرت ندارد ، سپاس و طلب رحمت بر محمّد و آل محمّد - عليهمالسّلام - را نيز كه واسطهى پيدايش خلقت عالم هستى در دو جهانند ، كسى جز او سبحانه بر شماره آن قادر نيست .
و خلاصه آن كه « لا يَقْدِرُ عَلى إِحْصائِها » در هر دو جمله اشاره به اين مطلب است كه :
خداوندا ! به عددى كه خود مىدانى ، برايت حمد باد و رحمتت را بر آن بزرگواران - عليهمالسّلام - نازل فرما . و اين دعا در واقع ، در مقام اشاره به ريشهى كلام يعنى عدم توانايى بر حمد الهى و طلب رحمت براى اين خانواده - عليهمالسّلام - است .
دعاى شب نوزدهم ماه رمضان ( 2 )
( 476 )
« أَللَّهُمَّ اجْعَلْ فِيما تَقْضِى وَ تُقَدِّرُ مِنَ الْأَمْرِ الْمَحْتُومِ وَ فِيما تَفْرُقُ مِنَ الْأَمْرِ الْحَكِيمِ فِى لَيْلَةِ الْقَدْرِ و فِى الْقَضآءِ الَّذِى لا يُرَدُّ وَ لا يُبَدَّلُ . . . » « 1 »
خداوندا ! از جمله امر حتمى و تخلّف ناپذيرى كه قضا و قدر نمودهاى [ و ارادهى حتمى نموده و حدودش را مشخّص مىفرمايى ] و از جمله امر استوارى كه در شب قدر ، جدا نموده [ و به آن فيصله داده و فرمان مىدهى ] و جزو آن قضائت كه قابل برگشت و تغيير نيست ، قرار بده . . .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 188 .