و يا غير صالح - سخت تأثيرپذير است و همانها را به اعضا و جوارح ديگر تحويل داده و آنها را به خوبى يا بدى وامىدارد . گفتار هم بخشى از اعمال است كه در اين فراز از خداوند متعال درخواست شده است سخنان پاكيزهى انسان در آينهى قلب نقش بندد ، تا هم قلب از حجاب بيرون آيد و هم بر اعضا و جوارح فرمانروايى نيكو داشته باشد .
احتمال ديگر در معناى اين جمله آن است كه بخواهد بفرمايد : بهترين گفتار مرا چيزى قرار ده كه قلب و دل من بدان اقرار دارد و بهترين گفتار ، قطعاً شهود توحيد و يگانگى حضرت حق سبحانه مىباشد . اين جا است كه زبان هم گفتارش حسَن و ذكر او خواهد شد . اين احتمال با جملههاى فراز گذشته و آينده بيشتر سازش و تناسب دارد .
( 429 )
« وَاجْعَلْنا عُظَمآءَ عِنْدَكَ ، وَ أَذِلّآءَ فِى نُفُوسِنا [ وَ فِى أَنْفُسِنا أَذِلَةً ] . » « 1 »
و ما را نزد خويش بزرگ و نزد خودمان ، خوار و ذليل قرار ده .
شرط عظمت بنده نزد حضرت حق
زمانى خداوند بندهاش را بزرگ مىشمارد كه شناسايى بنده از حضرت حق سبحانه و نعمتها و عظمت او به حدّ اعلى برسد و به ذلّت و نادارى و فقر خود ، اقرار نمايد و « ما عَرَفْناكَ حَقَّ مَعْرِفَتِكَ . » « 2 » ؛ ( تو را به حقّ معرفتت نشناختهايم . ) و نيز « ما عَبَدْناكَ حَقَّ عِبادَتِكَ . » « 3 » ؛ ( تو را به عبادت واقعى نپرستيدهايم . ) ورد زبان او گردد .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 179 .
( 2 ) . عوالى اللئالى ، ج 4 ، ص 132 ؛ بحارالانوار ، ج 66 ، ص 292 ؛ ج 110 ، ص 34 . نيز : فيض القدير شرح الجامع الصغير ، ج 2 ، ص 520 .
( 3 ) . ر . ك : بحارالانوار ، ج 8 ، ص 215 و 217 ، حديث 205 ؛ ج 59 ، ص 217 ، حديث 85 ؛ ج 60 ، ص 113 ؛ ج 70 ، ص 338 ؛ ج 71 ، ص 23 ، حديث 1 ، ص 235 ، حديث 16 ، و مشابه : ج 77 ، ص 84 ، حديث 3 .