مىدهد ، به نظر مىرسد معناى اوّل مناسبتر است ؛ زيرا هر چه به امام - عليهالسّلام - تعليم شده - اعمّ از اين كه از طريق رسولاللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - باشد و يا از راه فطرت و تعليم نامها - ، تعليم الهى است و در مورد امّت نيز سزاوار است آن چه را كه از طريق اين بزرگواران به ايشان رسيده است - كه همه بر طبق تعليم الهى و فطرت است - فرا گيرند و از آن بهرهمند گردند .
( 431 )
« وَ أَعُوذُبِكَ مِنْ قَلْبٍ لا يَخْشَعُ ، وَ مِنْ عَيْنٍ لا تَدْمَعُ ، وَ مِنْ صَلاةٍ لا تُقْبَلُ . » « 1 »
و از دلى كه فروتن نباشد و از چشمى كه اشك نريزد و از نمازى كه پذيرفته نگردد ، به تو پناه مىبرم .
اهميت خشوع قلب ، ريختن اشك و قبولى نماز
پناه بردن به خدا در اين سه امر دلالت بر نامطلوب بودن آنها براى بندگان دارد .
بنابراين ، سزاوار است انسان از امورى كه سبب عدم خضوع و خشوع قلب و نريختن اشك چشم و مقبول نشدن نماز در درگاه خداوند مىگردد و همه آنها در قرآن شريف و احاديث ذكر شده است ، پرهيز نمايد . در حديث آمده است كه امير مؤمنان على - عليهالسّلام - فرمود :
- « لا خَيْرَ فِى قَلْبٍ لا يَخْشَعُ ، وَ عَيْنٍ لا تَدْمَعُ ، وَ عِلْمٍ لا يَنْفَعُ . » « 2 »
هيچ خيرى در قلبى كه فروتن نباشد و چشمى كه اشك نريزد و دانشى كه سودمند نباشد ، نيست .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 179 .
( 2 ) . فهرست موضوعى غرر ودرر ، باب القلب ، ص 326 .