صبر بر قضا و قدر و غلبه بر آن دو و رواشدن آن كفايت نمىكند ، بلكه بايد شكر گزارى انسان نيز در برابر عطايا و كرامتهايى كه خداوند به او ارزانى داشته ، غالب و قاهر باشد تا نتايج گذشته : « وَاجْعَلْهُ لَنا صاعِداً فِى رِضْوانِكَ . . . » دوام و بقا داشته باشد ؛ چنان كه خداوند مىفرمايد :
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ
« 1 »
و آن هنگام كه پروردگارت اعلام فرمود : اگر سپاسگزارى نماييد ، مسلّماً برنعمت شما مىافزايم .
مفهوم چنين شكرى نيز - چنان كه در مورد صبر و غالب بر قضا و قدر گفتيم - شكر از خود ، بلكه ديدن سپاسگزارى و موفقيّت به آن از حضرت حقّ سبحانه است ؛ زيرا چنين شكرى است كه آثار ياد شده در جملههاى بعد اين فراز : « صاعِداً فِى رِضْوانِكَ . . . » را در دنيا و آخرت در پى دارد .
( 424 )
« أَللَّهُمَّ ! [ وَ ] لا تَجْعَلْهُ لَنا أَشَراً وَ لا بَطَراً وَ لا فِتْنَةً وَ لا مَقْتاً وَ لا عَذاباً وَ لا خِزْياً فِى الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ . » « 2 »
خدايا ! و آن را مايهى شادمانى بيش از حدّ و طغيان و يا از اندازه درگذشتن يا فتنه و گرفتارى و امتحان يا ناخوشايندى يا عذاب يا رسوايى در دنيا و آخرت براى ما قرار مده .
پيامدهاى سوء كفران نعمت
از اين فراز برمىآيد كه اگر انسان ، در برابر نعمتهاى الهى سپاس گزارى ننموده و شكر نعمتهاى الهى را به جا نياورد ، به معنايى كه در فراز گذشته بدان اشاره شد ؛ يعنى
هامش
( 1 ) . سورهى ابراهيم ، آيهى 7 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 179 .