خود را صاحب نعمت بداند و آن را از خدا و به خدا نداند ، كفران نعمت نموده و نعمت را براى خود به نقمت تبديل خواهد كرد و در نتيجه خداوند او را به رذايل ششگانه ياد شده در اين فراز گرفتار خواهد ساخت . از اين رو ، فرموده شده : « لا تَجْعَلْهُ لَنا أَشَراً . . . »
( 425 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنّا نَعُوذُ بِكَ مِنْ عَثْرَةِ اللِّسانِ وَ سُوءِ الْمَقامِ وَ خِفَّةِ الْمِيزانِ . » « 1 »
خدايا ! به تو پناه مىبريم از لغزش زبان و جايگاه [ ايستادن ] ناپسند و بد و سبكى ترازوى اعمال .
لغزش زبان و پيامدهاى سوء آن در دنيا و آخرت
جملههاى اين فراز در ادامهى جملههاى گذشته ، برخى از مصاديق كفران نعمتهاى الهى را به شمار آورده است ؛ زيرا لغزشهاى زبان در گفتار و به خود نسبت دادن عطاياى الهى ، به واسطهى ديدن خود و فراموش نمودن منزلت والاى انسانيّت و بىارزش شمردن حضرت حقّ سبحانه كه ميزان تمام امور است ، از مصاديق كفران نعمت الهى مىباشد كه در دنيا و آخرت پيامدهاى زشتى دارد .
( 426 )
« وَاجْعَلْ قُلُوبَنا تَذْكُرُكَ وَ لا تَنْساكَ ، وَ تَخْشاكَ كَأَنّها تَراكَ ، حَتّى تَلْقاكَ . » « 2 »
و دلهايمان را چنان كن كه به ياد تو بوده و فراموشت ننمايند ، به گونهاى از تو بيم داشته باشند كه گويى تو را مىبينند ، تا اين كه با تو ملاقات نمايند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 179 .
( 2 ) . همان .