است ؛ چنان كه مىفرمايد :
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ تَبارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعالَمِينَ
« 1 »
آگاه باشيد كه [ عالَم ] خلق و امر براى او است .
و تحقّق عالم خلقى بدون عالم امر و ملكوت و اسامى و صفات الهى امكان ندارد ، از اين رو ، در ذيل مىفرمايد : « وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِكَ » .
3 . اكنون كه امور عالم خلقى ناگزير از عالم امر و قضا و قدر الهى است ، انسان بايد در مقابل قدر و قضاى الهى صابر باشد . از اين رو در جملههاى بعد آمده است :
( 422 )
« فَأَعْطِنا مَعَهُ صَبْراً يَقْهَرُهُ وَ يَدْمَغُهُ ، وَاجْعَلْهُ لَنا صاعِداً فِى رِضْوانِكَ ، يُنْمِى فِى حَسَناتِنا وَ تَفْضِيلِنا وَ سُؤْدَدِنا وَ شَرَفِنا وَ مَجْدِنا وَ نَعْمآئِنا وَ كَرامَتِنا فِى الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ، وَ لا تَنْقُصْ مِنْ حَسَناتِنا . » « 2 »
پس در برابر آن شكيبايى به من عطا فرما كه بر آن چيره گردد و آن شكيبايى را در خشنودى خويش بالابر ، به گونهاى كه كارهاى نيك ، برترى ، سرورى ، شرافت ، بزرگى و نعمت و كرامت ما را در دنيا و آخرت رشد دهد و از كارهاى نيك ما نكاه .
صبر غالب بر قضا و قدر و امكان حصول آن براى همگان
از جملهى نخست اين فراز : « فَأَعْطِنا مَعَهُ صَبْراً يَقْهَرُهُ وَ يَدْمَغُهُ » برمىآيد كه صبر ، در مقابل قضا و قَدَر الهى چنان دشوار است كه بايد آن را از خداوند متعال تمنّا نمود . نيز از اين جمله استفاده مىشود كه عظمت صبر در برابر قضا و قدر ، بايد به قدرى باشد كه قضا و قدر نتوانند بر انسان غلبه پيدا نموده و تحمّل او را بگيرند و اين امر در صورتى
هامش
( 1 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 178 .