« أَللَّهُمَّ ، إِنِّى أَسْأَلُكَ بِما مَدَحْتَ بِهِ نَفْسَكَ وَ بِعَظيمِ أَسْمآئِكَ . » « 1 »
خداوندا ! از تو آن چه كه خود ، خويش را بدان ستودهاى و به اسامى [ و كمالات ] بزرگت درخواست مىنمايم . . .
دو حاجت از درگاه پروردگار درخواست شده است :
( 324 )
« أَنْ تَتَقَبَّلَ صَلاتِى وَ نُسُكِى وَ قِيامِى وَ صَدَقَتِى وَ تَضَرُّعِى إِلَيْكَ وَ خُضُوعِى بَيْنَ يَدَيْكَ ، فِى يَوْمِى هذا وَ فِى شَهْرِى هذا وَ فِيما قَبْلَهُ وَ فِيما بَعْدَهُ ؛ وَ أَنْ تَرْزُقَنِى خَيْرَ ما رَزَقْتَ عِبادَك الصّالِحِينَ . » « 2 »
اين كه نماز و عبادات و شب خيزى و صدقه و تضرّع و زارىام به درگاه تو و فروتنىام در پيشگاهت را در اين روز و اين ماه و پيش و بعد از آن را بپذيرى و بهترين آن چه را كه به بندگان شايستهات عطا فرمودهاى ، به من نيز روزى گردانى .
درخواست اين دو حاجت ، در پى خوانده شدن حضرت حق سبحانه با خصوصياتى كه بدان اشاره شد ، گواه بر عظمت و اهميت اين دو حاجت است و ذكر حاجت دوّم : « وَ أَنْ تَرْزُقَنِى خَيْرَ ما رَزَقْتَ عِبادَك الصّالِحِينَ . » در ادامهى حاجت اوّل :
« أَنْ تَتَقَبَّلَ صَلاتِى و . . . » بيانگر آن است كه برآورده شدن حاجت دوم بر پذيرش موارد ياد شده در حاجت اوّل بستگى دارد و مقصود از بندگان شايستهى خدا - كه بهرهمندى از بهترين روزهايى كه خداوند به آنان ارزانى داشته تقاضا گرديده - انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - و « ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ . » مىباشند كه خداوند متعال آنان را به روزىهاى معنوى آراسته و از كمالات نفسانى و توحيدى و شهود جمال و كمال خويش
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 157 .
( 2 ) . همان .