كسانى كه اعمالشان مورد رضايت پروردگار است
مقصود از افرادى كه خداوند از اعمال آنان خشنود است و در حاجت اوّل درخواست شده است كه انسان در سلك آنان در آيد : « مِمَّنْ رَضِيتَ عَمَلَهُ . » قطعاً كسانى هستند كه انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - در رأس آنان قرار دارند و در مراتب بعد ، هر كس كه شباهت بيشترى با آنان دارد : « ثُمَّ الْأَمْثَلُ فَالْأَمْثَلُ . »
توسعه در مفهوم عمل
« عمل » در اين جمله ، شامل گفتار ، كردار ، اعمال عبادى و غير عبادى و . . . مىشود و عملى كه مورد رضايت پروردگار واقع مىشود ، در مرحلهى نخست بايد با موازين شرعى تطبيق كند و در مرحلهى بعد ، اخلاص كامل در آن مراعات گردد و از هر شرك جلىّ و خفىّ مبرّا باشد .
توسعه در مفهوم « لغزش »
مقصود از لغزشها كه در درخواست دوّم ، تقاضاى آمرزش آنها از درگاه حضرت حقّ شده است : « وَ غَفَرْتَ زَلَلَهُ » شامل گناهان ظاهرى و باطنى ، شرك جلىّ و خفىّ و حتّى ترك اولى ؛ بلكه به طور كلّى هر چيزى كه مانع از رسيدن به مقصد انسانيّت و حجاب ميان بنده و حقّ مىگردد ، مىشود ، به اعتبار اين كه نمىگذارد بنده جمال حضرت بارى تعالى را مشاهده كند و انسان براى نيل به شهود حضرت حقّ به مغفرت آنها نياز دارد .
مقصود از « غفلت » و كسانى كه خداوند بر غفلت آنان رحم آورده است
مراد از كسانى كه خداوند بر غفلتشان رحم آورده : « وَ رَحِمْتَ غَفْلَتَهُ » در حاجت سوّم ، آنانى هستند كه خداوند از گرفتارى نفس امّاره نجاتشان داده است ؛ زيرا خداوند مىفرمايد :
إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّي
« 1 » ؛ ( به راستى كه نَفْس انسانى بسيار بدفرما است ، مگر اين كه پروردگارم رحم نمايد ) .
هامش
( 1 ) . سورهى يوسف ، آيهى 53 .