( 412 )
« وَانْصُرْنا عَلى مَنْ عادانا . » « 1 »
و ما را بر كسانى كه با ما ستيز و دشمنى دارند ، يارى فرما .
توسعه در مفهوم دشمن
عبارت « مَنْ عادانا » دشمنهاى انسى و دشمنان باطنى و جنّى - اعمّ از نفس و وسوسههاى آن و شيطان و اذناب آن - ، بلكه هر آن چه بندگان را از رسيدن به مقصد عالى انسانيّت عايق و مانع مىشود را شامل مىگردد و جاى آن دارد كه انسان ، از ابتلا به آنها به درگاه خدا تضرّع نموده و درخواست يارى كند .
( 413 )
« وَ لا تَجْعَلْ مُصِيبَتَنا فِى دِينِنا . » « 2 »
و مصيبت و گرفتاريمان را در دينمان قرار مده .
مقصود از مصيبت در دين ، مصيبت در تشخيص وظيفه و عمل به آن است ؛ زيرا تشخيص وظيفه به گونهاى كه انسان را به مقصد عالى انسانيّت رهنمون گردد ، بسيار مشكل است و مشكلتر از آن ، عمل به وظيفه است ، از اين رو از خداوند درخواست كمك در اين دو زمينه شده است .
( 414 )
« وَ لا تَجْعَلْ الدُّنْيا أَكْبَرَ هَمِّنا . » « 3 »
و دنيا را بزرگترين دل مشغولى و خواستهى ما قرار مده .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 178 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . همان .