( 417 )
« فَأَخْرِجْنِى بِالْخَوْفِ مِنَ الْخطايا ، وَ أَوْصِلْنِى بِجُودِكَ إِلَى الْعَطايا . » « 1 »
پس به واسطهى هراسم ، مرا از گناهان بيرون آر و به واسطهى بخششت ، به عطاهايت برسان .
تقاضاى خروج از خطا و بهرهمندى از عطاى الهى
با توجّه به دو جملهى گذشته ، اين دو جمله كه بيانگر تقاضاى خروج از گناهان و بهرهمند گرديدن از عطاياى الهى است ، در مقام آن نيست كه بر خلاف احاديثى كه مىفرمايد : « خوف و رجاى مؤمن بايد به يك ميزان باشد . » ، بگويد : خوف بنده بايد به تمام معنا به رجا مبدّل گردد ؛ بلكه درصدد آن است كه بفرمايد : خدايا ! از تو مىخواهم كه ديگر مرا در خطا نبينى و همواره از عطاهايت بهرهمند باشم و خطاها و عطاياى هر كس ، با توجّه به مرحلهى ايمانى او متفاوت است . دليل بر صحّت توضيح ما در اين بخش ، دو جملهى زير است كه مىفرمايد :
( 418 )
« حَتّى أَكُونَ غَدَاً فِى الْقِيامَةِ عَتِيقَ كَرَمِكَ ، كَما كُنْتُ فِى الدُّنْيا رَبِيبَ نِعَمِكَ . » « 2 »
تا اين كه روز قيامت ، آزاد شدهى بزرگوارى تو گردم ، چنان كه در دنيا پرورش يافتهى نعمتهاى تو بودم .
توجه به عنايت الهى در مغفرت و نيل به نعمتهاى اخروى
اين دو جمله با توجّه به مفهوم دو جملهى گذشته ، درصدد آن است كه بفرمايد : خدايا !
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 178 .
( 2 ) . همان .