قبيل مخالفان با اعتقادات مذهبى و نزديكان و . . . ) را بر انسان مسلّط مىنمايد ؛ و گاه اعمال نامطلوب و معاصى و اشتباهات بشر ، سبب گرفتارىهايى از ناحيهى اجتماع مىگردد كه جز با تنبّه و استغفار نمىتوان آنها را چاره نمود و در واقع ، اينها همان جزاى اعمال بد است كه خداوند انسان را به آن گرفتار نموده است . البتّه اين گونه ابتلائات از نظر فعلى به حقّ سبحانه نسبت داده مىشود ؛ زيرا بدون حول و قوّهى او سبحانه كارى ساخته نيست ؛ گاه نيز ابتلا براى ترفيع مقام و منزلت شخص است . به نظر مىرسد جملهى دعا ، تنها شامل دو نوع ابتلا گذشته است و شامل ابتلاى نوع سوّم ( ابتلا براى ترفيع درجه ) نيست ، وَاللَّهُ يَعْلَمُ .
دعاى بعد از دو ركعت از هشتاد ركعت شب نوزدهم ( 14 )
( 416 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنَّ ذُنُوبِى تُخَوِّفُنِى مِنْكَ ، وَ جُودَكَ يُبَشِّرُنِى عَنْكَ . » « 1 »
خداوندا ! به راستى گناهانم مرا از تو بيم داده و بخششت مرا از ناحيهى تو بشارت مىدهد .
لزوم توجّه به حضرت حقّ سبحانه ، نه نعمتهاى بهشتى و عذابهاى اخروى
اين دو جمله ، داراى نكتهى بسيار ظريفى هستند ؛ زيرا در جملهى اوّل فرموده شده است : « ذُنُوبى تُخَوِّفُنِى مِنْكَ » و فرموده نشده است : « يُخَوِّفُنِى مِنْ عَذابِكَ » و در جملهى دوّم فرموده شده است : « جُودَكَ يُبَشِّرُنى عَنْكَ » و فرموده نشده است : « يُبَشِّرُنى نِعَمَ الْجَنَّةِ » . اين گونه گفتار ، مخصوص برجستگانى است كه تنها حضرت حق سبحانه و محبّت او مورد نظرشان است و به نعمتهاى بهشتى گرايش و از عذابهاى اخروى بيم و هراس ندارند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 178 .