عبرتها و تغيير و تبديلها و باقى ماندن آثار گذشتگان ، بايد همه را به اين نكته توجّه دهد كه همهى امور به دست قدرت با كفايت الهى انجام مىگيرد و همهى موجودات نابود مىشوند و تنها او باقى است ؛ بلكه به نكتهاى بالاتر توجّه مىدهد كه مظاهر و موجودات ، اختيارى از خود ندارند و در آنها تغيير و تبدّل راه دارد . از اين رو ، آفرينندهى آنها نبايد چنين باشد و گرنه قابل پرستش نخواهد بود ؛ چنان كه معصوم - عليهالسّلام - بنابر منقول در جاى ديگر مىفرمايد :
« ألْحَمْدُلِلّهِ الَّذى لا مِنْ شَىْءٍ كانَ ، وَ لا مِنْ شَىْءٍ كَوَّنَ ما قَدْ كانَ ، ألْمُسْتَشْهِدِ بِحُدُوثِ الْأَشْياءِ عَلى أزَلِيَّتِهِ ، وَ بِما وَسَمَها بِهِ مِنَ الْعَجْزِ عَلى قُدْرَتِهِ ، وَ بِمَا اضْطَرَّها إِلَيْهِ مِنَ الْفَنآءِ عَلى دَوامِهِ . . . مُبايِنٌ لِجَمِيعِ ما أحْدَثَ مِنَ الصِّفاتِ . » « 1 »
ستايش خداوندى را كه نه از چيزى پديد آمده و نه موجودات را كه به وجود آمدهاند از چيزى پديد آورده ، خدايى كه نوپيدايى اشياء را بر بىآغاز بودن خويش و به واسطهى نشانهى ناتوانى و عجزى كه بر آنها نهاده بر قدرت خود و به ناچار نمودن آنها به نابودى و فنا ، بر جاودانگى خود گواه گرفته است . . . هم او كه در تمام صفات با همهى موجوداتى كه پديد آورده ، جدا و ناسازگار مىباشد .
( 321 )
« وَالشَّهَواتُ غالِبَةٌ ، وَ اللَّذّاتُ مُجاذِبَةٌ . » « 2 »
و شهوتها و تمايلات نفسانى برما چيره است و لذّتها ما را به سوى خود مىكشد .
نقش شهوات در انحراف انسان
خداوند سبحان بشر را آفريده و ابزارها و ادواتى را به او عنايت فرموده و در هر كدام از
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 4 ، ص 221 و 222 ، حديث 2 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 155 .