توجّه به توجّهش دهند ، حقيقتاً مىبيند كه به حقيقت خود عشق مىورزد . اميد است اين توضيحات مختصر ، مشكل گشاى كلمات ديگر مشابه اين فراز از دعا باشد .
ثمرهى محبّت به خدا ، محبّت خدا به بنده
عشق ورزيدن به خداوند سبحان ، موجب مىشود كه خداوند بندهاش را دوست بدارد :
« يا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْهِ » ؟ چنان كه از آيهى شريفهى
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 1 » ؛ ( خداوند آنان را دوست دارد و آنان او را دوست دارند . ) استفاده مىشود كه تا او بندگانش را دوست نداشته باشد ، امكان ندارد آنها او را دوست بدارند ، و از آيهى شريفهى
إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ
« 2 » ؛ ( اگر خدا را دوست بداريد ، از من پيروى نماييد ، تا خداوند شما را دوست بدارد . ) استفاده مىشود كه شرط اظهار دوستى به حضرت حقّ متابعت از رسول خدا - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است و اين متعابعت و پيروى موجب مىشود كه خداوند محبّت بندهاش را بپذيرد .
بنابراين ، محبّت بنده به خداوند به دو محبّت از جانب خدا محفوف است : يكى پيش از دوست داشتن ، و ديگرى بعد از آن ، و اين جمله از دعا : « يا حَبِيبَ مَنْ تَحَبَّبَ إِلَيْهِ » به محبّت دوم اشاره دارد . و از مجموع دو آيهى گذشته و جملهى دعا استفاده مىشود كه شرط دوست داشتن بنده از طرف حضرت حقّ ، متابعت از رسول - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - است . از اين رو ،
يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 3 » به گزاف نيست ، آن كس كه مىخواهد همواره از ديدار حضرت دوست و تجلّياتش بهرهمند باشد ، بايد توجّه از غير او بردارد و جز به حضرتش به نظر استقلال ننگرد .
شرط بهرهمندى از ديدار و تجلّيات حضرت حقّ
از جملهى « يا قُرَّةَ عَيْنِ مَنْ لاذَ بِهِ وَ انْقَطَعَ إِلَيْهِ . » - و شايد جملهى
فَاتَّبِعُونِي
در آيهى
هامش
( 1 ) . سورهى مائده ، آيهى 54 .
( 2 ) . سورهى آل عمران ، آيهى 31 .
( 3 ) . سورهى مائده ، آيهى 54 .