و اخروى محفوظ بمانند ؛ و نيز توجّه داشته باشند كه همهى خواستهها را بايد از خدا بخواهند .
( 29 )
« أَللَّهُمَّ ! إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ يَكُونَ جَزآءُ إِحْسانِكَ الْإِسآئَةَ مِنِّى . » « 1 »
خداوندا ! به تو پناه مىبرم از اين كه پاداش نيكىِ تو ، بدى و بدكارى از من باشد .
احسان پروردگار و اسائهى بندگان
اين جملهى كوتاه ، خواننده را به وفور نعمتهاى بىحدّ و احسان بىشمار پروردگار به بندگان ، و ناشكرىها و اسائهى ادب ايشان در پيشگاه با عظمتش و نيز به چگونه زيستن و بودن در مقابل احسانهاى خداوند توجّه مىدهند . در توضيح احسان پروردگار و اسائهى بندگان مىتوان گفت : مراد از احسان او - سبحانه - تنها نعمتهاى ظاهرى و مادّى نيست ، بلكه هر نَفَس كشيدن و چشم بر هم گذاشتن نيز احسان الهى است و در واقع ، تمام امور معنوى و مادّى ، از اوّل خلقت گرفته تا هنگام مرگ احسانهايى از او به بندگانش مىباشد ؛ چنان كه مقصود از اسائهى بندگان به او نيز تنها نافرمانى كردن نيست ، بلكه هر نَفَسى كه بندگان براى او به كار نزنند ، اسائهى ادب است . تو خود حديث مفصّل بخوان از اين مجمل .
( 30 )
« أَللَّهُمَّ إِنِّى أَعُوذُ بِكَ أَنْ أُصْلِحَ عَمَلِى فِيما بَيْنِى وَ بَيْنَ النَّاسِ ، وَ أُفْسِدَهُ فِيما بَيْنِى وَ بَيْنَكَ . » « 2 »
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 47 .
( 2 ) . همان .