بنابراين ، اين كه در دعا لفظ « مبارك » صفت ماه رمضان شمرده شده ، حاكى از عظمت آن است ؛ امّا اين كه چرا عظمت به عنوان ويژگى اين ماه در مقابل ماههاى ديگر ذكر شده به دليل اين است كه هر چيزى را كه خداوند بدان عظمت داده و يا به خود نسبت دهد ، بايد به آن به ديدهى بزرگى نگريست . افزون بر اين ، نزول قرآن در شب قدر و بهتر بودنش از شبهاى هزار ماه و تعيين مقدّرات و امور ديگرى كه در احاديث بدان اشاره شده است ، همه حكايت از عظمت ماه رمضان داشته و بر بزرگى آن دلالت مىكند . به ويژه مبارك بودن اين ماه ، به اعتبار نازل شدن همهى قرآن بر قلب رسول اللَّه - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - در شب قدر است كه در همين ماه قرار دارد ، چنان كه مىفرمايد :
- إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ
« 1 »
ما آن [ قرآن ] را در شب قدر فرو فرستاديم .
- إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ
« 2 »
آن [ قرآن ] را در شب مبارك و فرخنده فرو فرستاديم .
زيرا « انْزال » همان نزول دفعى است ، و گرنه قرآن شريف در ماههاى ديگر هم به تدريج بر پيامبر گرامى - صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم - نازل مىشده اما در قرآن شريف از آن تعبير به « تنزيل » شده است .
قرآن كريم ، هدايتگر همهى انسانها در همهى زمينهها
از اطلاق جملهى « هُدىً لِلنّاسَ » در دعا استفاده مىشود كه بيانات قرآن در امور معنوى و مادّى ، اجتماعى و انفرادى ، براى همهى افراد بشر مايهى هدايت است ، خواه مؤمن باشند و خواه كافر ، و مشرك يا منافق ، به شرطى كه به دستورات آن عمل نمايند ؛ و قرآن ضامن سعادت عموم مردم ( در امور دنيوى و اخروى و معنوى ) است ، به شرط اين كه از آن پيروى كنند ؛ زيرا قرآن شريف « ناس » را در عموم مردم استعمال مىفرمايد و اگر
هامش
( 1 ) . سورهى قدر ، آيهى 1 .
( 2 ) . سورهى دخان ، آيهى 3 .