را به اين كه او برترين كسى است كه كوتاهى كنندگان ، آهنگ درگاه او را كردهاند و تنها آرزوى ترسندگان - به معنايى كه گفته شد - مىباشد ، شفيع درگاه او قرار داده است . در ذيل دعاى عرفهى حضرت سيدالشهدا - عليه السّلام - آمده است :
« أَنْتَ الَّذِى أشْرَقْتَ الْأَنْوارَ فِى قُلُوبِ أَوْلِيائكَ حَتّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ [ وَجَدَوكَ ] ، وَ أَنْتَ الَّذِى أَزَلْتَ الْأَغْيارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبّآئِكَ حَتّى لَمْ يُحِبّوُا سِواكَ وَ لَمْ يَلْجَئوا إِلى غَيْرِكَ ، أَنْتَ الْمُونِسُ لَهُمْ حَيْثَ أَوحَشَتْهُمُ الْعَوالِمُ وَ أَنْتَ الَّذِى هَدَيْتَهُمْ حَيْثُ اسْتبانَتْ لَهُمُ الْمَعالِمُ . ماذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ ؟ ! وَمَا الَّذِى فَقَدَ منْ وَجَدَكَ ؟ ! لَقَدْ خاب مَنْ رَضِىَ دُونَكَ بَدلًا ، وَ لَقَدْ خَسِرَ مَنْ بَغى عنكَ مُتَحَوِّلًا .
كَيْفَ يُرجى سِواكَ وَ أَنتَ ما قَطَعْتَ الْإِحْسانَ ؟ ! وَ كَيْفَ يُطْلَبُ مِنْ غَيْرِكَ وَ أَنْتَ ما بَدّلتَ عادةَ الْإِمْتِنانِ ؟ ! » « 1 »
تو بودى كه نورها را در دلهاى دوستانت تاباندى ، تا اين كه تو را شناخته و به يگانگىات ستاييدند [ يا : تو را يافتند ] و تو بودى كه اغيار را از دلهاى دوستانت زدودى ، تا اين كه جز تو را به دوستى نگرفته و به غير تو پناه نبردند . تويى مونس آنان هرگاه كه عالمها [ ى امكانى ] ايشان را به تنهايى و دلتنگى گرفتار ساخت و تويى راهنماى ايشان ، هرگاه كه نشانهها براى آنان آشكار گرديد . كسى كه تو را از دست داد ، چه چيزى را يافت ؟ ! و آن كه تو را يافت ، چه چيزى را از دست داد ؟ ! بىگمان هر كس به جاى تو ديگرى را پسنديد ، محروم و نوميد گشت و هر كس از تو روى گردان شد و گذشت ، زيانكار گرديد . چگونه به غير تو مىتوان اميد بست ، در حالى كه تو هرگز نيكوكارىات را قطع ننمودهاى ؟ ! و چگونه مىتوان از غير تو درخواست نمود و حال آن كه تو شيوهى بخشش خويش را دگرگون نساختهاى ؟ !
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 349 .