توحيد فطرى ، بزرگترين نعمت
اين جمله ، به عظمت اعتقاد و توجّه به توحيد نظر دارد و اهميت آن را به خواننده گوشزد مىكند و بنابر احتمال ، مقصود از توحيدى كه خداوند با بزرگترين منّت ارزانى داشته : « مَنَّ عَلىَّ مِنْ تَوْحِيدِهِ بِأَعْظَمِ الْمِنَّةِ » ، توحيد فطرى ازلى است كه خداوند در آيات شريفهى فطرت و تعليم اسمها به آدم - عليه السّلام - و قرار دادن خلافت ، يادآور شده و به همهى انسانها ارزانى داشته است ؛ نه توحيد نظرى كه راهنماى توحيد فطرى است ؛ و نه توحيد فطرى ويژهى معصوم - عليه السّلام - ؛ و نه توحيد فطرىاى كه برخى برجستگان ، بعد از محجوب بودن از آن ، به سوى آن بازگشت نمودهاند ؛ زيرا خداوند در قرآن شريف يادآور مىشود كه اين توحيد را در ازل خلقت نورى و مقام عرض امانت و اخذ ميثاق به انسان ارزانى داشته و او آن را پذيرفته و بر آن گواهى داده است ؛ چنان كه مىفرمايد :
- إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَها وَ أَشْفَقْنَ مِنْها وَ حَمَلَهَا الْإِنْسانُ إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا
« 1 »
به راستى كه ما امانت [ ولايت ] را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم ، و همگى از حمل آن سرباز زدند و از آن هراسيدند و تنها انسان آن را حمل نمود ؛ زيرا او بسيار ستمگر و نادان بود .
- وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا
« 2 »
و [ به يادآر ] هنگامى را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم [ - عليه السّلام - ] ، فرزندان او را برگرفت و آنان را بر خودشان گواه گرفت و فرمود : آيا من پروردگار شما نيستم ؟ ! گفتند : بله ، گواهى مىدهيم .
و اين پذيرش به جهت آن است كه انسان ، داراى خميرهى فطرى است و همهى
هامش
( 1 ) . سورهى احزاب ، آيهى 72 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 172 .