كه وعدههاى الهى براى او آشكار و يا مانند آشكار باشد ، و اين جز براى صاحبان يقين به پروردگار حاصل نمىشود .
نور هدايت انسان
جملهى « فَإِنِّى - يا إِلهِى ! بِنُورِكَ اهْتَدَيْتُ » در ذيل مواردى كه گشوده شدن وسيلههاى شنوايى قلب براى آن درخواست شده ، بيانگر آن است كه : اين تويى كه همهى امور به دست با كفايت تو انجام مىپذيرد ؛ امّا مراد از نورى كه انسان بدان هدايت مىيابد ، ممكن است نور فطرتِ
فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها
« 1 » ؛ ( همان سرشت خدايى كه [ همه ] مردم را بر آن آفريد . ) ، باشد ، يا نور عالمِ امْرِ
أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ
« 2 » ؛ ( آگاه باشيد ! كه [ عالَم ] خلق و امر تنها از آنِ اوست و به سوى او بازگردانده مىشويد . ) ، يا نور عالم ملكوتِ
بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ
« 3 » ؛ ( ملكوت [ و باطن و حقيقت ] هر چيز تنها به دست [ قدرت ] اوست . ) ، يا نورِ تعليم اسما
وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها
« 4 » ؛ ( و همهى نامها [ و كمالات خويش ] را به آدم [ - عليه السّلام - ] آموخت . ) ، و اگر چه بيانات قرآنى با تعابير متعدّد بيان شده است ، ولى از نظر معنا به يك چيز كه نور الهى است اشاره دارد .
تفضّل خداوند ؛ بىنياز كنندهى انسان
جملهى « وَ بِفَضْلِكَ اسْتَغْيَتُ » اشاره به آن دارد كه بىنيازىام در تمام امور معنوى و ظاهرى و خارجى به فضل توست ، نه اين كه اعمالم شايستگى دريافت نعمتها و پاداشهايت را به من عطا كرده باشد .
توحيد افعالى در زندگى
دو جملهى « وَ بِك أَصْبَحْتُ وَ أَمْسَيْتُ » در آخر فراز ، با توجه به اين كه نمىفرمايد :
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . سورهى اعراف ، آيهى 54 .
( 3 ) . سورهى يس ، آيهى 83 .
( 4 ) . سورهى بقره ، آيهى 31 .