حجاب عالم طبع همگان ، به جز انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - را از توجّه به اين معنا جدا نموده است و در اثر آن نمىتوانند كارهاى خود را بر اساس فطرت توحيدى و پاكيزه از انگيزههاى غير خدايى انجام دهند ؛ ولى اگر انوار الهى شامل حال كسى شود و حجابهاى حايل ميان او و حضرت حقّ و فطرت توحيدى او بر كنار گردد ، ديدهى باطن او ديدهى الهى گرديده و كارهاى او بر طبق خواستهى پروردگار انجام خواهد گرفت و اين جا است كه به عبوديّت واقعى و كمال حقيقى راه خواهد يافت .
بر اين اساس ، جملهى دعا : « بَيِّضْ وَجْهى بِنُورِكَ » در تقاضاى چنين مقامى است و سه جملهى آينده نيز شاهد بر اين معنى است .
تقاضاى حصول راحتى در ديدار پروردگار
حصول آسودگى در ديدار پروردگار ، امرى است كه انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - در اثر طهارت باطنى به ويژه در دو عالم داراى آن هستند و در اثر آن هيچ گونه مشلكى در دو جهان به نظرشان مشكل نمىآيد ؛ ولى ديگر بندگان در اثر گرفتارىهاى عالم طبع و گناهان ، از آن محروماند . در اين بخش از دعا تقاضاى منزلت آن بزرگواران - به واسطهى جدا شدن از توجّه به عالم طبع و گناهان - شده است .
بىنيازى در غناى حقّ
بى نيازى در عطاى حضرت حقّ سبحانه « غِناىَ فِى عَطآئِكَ » وقتى براى مؤمن حاصل مىشود كه ديدهى دل او گشوده گردد و فقط خدا را در جهان فعّال مايشاء ببيند و رغبتش همواره تنها به مشاهدات و تجلّيّات حقّ سبحانه باشد : « رَغْبَتِى فِيما عِنْدَكَ . »
لزوم عمل و توسّل به معصومين - عليهمالسّلام -
نكتهى پايانى در توضيح اين فراز آن است كه براى رسيدن به كمالات والاى توحيدى تنها به خواستن نبايد بسنده نمود ؛ بلكه حصول اين كمالات ، مورد توجّه قرار دادن