اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ
« 1 »
پس در حال استوار و مستقيم ، روى [ و حقيقت ] خويش را به سوى دين برپا دار ، همان سرشت خدايى كه همه مردم را بر آن آفريد ، هيچ كس نمىتواند آفرينش خداوند را دگرگون سازد ، اين همان دين استوار [ و تأمين كنندهى تمام مصالح خلق ] مىباشد و ليكن بيشتر مردم [ از اين حقيقت ] آگاه نيستند .
زيرا هر كس كه مانند انبيا و اوصيا - عليهمالسّلام - ديده دلش گشوده باشد و يا همانند پيروان واقعى آنان ، پس از احتجاب به حجاب عالم مادّه ، به واسطهى بندگى خالصانه گشوده گردد ، حقّ سبحانه را با خود و محيط بر خويش مىبيند و او سبحانه را ولىّ ذاكران و سبيل صالحان و در جوار متوكّلان مشاهده نموده و در تمام امور ، راهنماى خود مىنگرد و وجه و ملكوت خود را تنها به سوى او مىكند و خود را از ولايت و راه او خارج نمىبيند و همواره او را مدّ نظر داشته و بر او تكيه مىكند .
( 126 )
« يا جَارَ الْمُتَوَكِّلِين . » « 2 »
اى هم جوار كسانى كه بر تو توكّل نموده و كارهايشان را به تو سپردهاند !
متوكّلان ؛ در جوار حضرت حقّ
متوكّلان به لحاظ توجّه به فطرت و ملكوت و عالم امر خود ، خدا را تكيه گاه خود قرار مىدهند و خود را در جوار حق مشاهده نموده و او را بىحجاب مىنگرند .
در معناى اين جمله و دو جملهى پيشين نبايد به اطلاق ذاكران ، صالحان و متوكّلان توجّه و معناى عامّى و ساده از آنها استفاده نمود ، بلكه به قرينهى الفاظ « ولىّ » و « سبيل » و « جار » ، قطعاً معناى اعلاى ذاكران و صالحان و متوكّلان از آنها اراده شده است .
هامش
( 1 ) . سورهى روم ، آيهى 30 .
( 2 ) . اقبال الاعمال ، ص 120 .