وارد نمودى ، داخل گردانى . . . و بهترين آن چه را كه بندگان صالح و شايستهات از تو [ يا : به واسطهى آن ، از تو ] درخواست نمودهاند ، به من عطا نمايى .
با اين همه ، به لحاظ اطلاق جمله ، مانعى ندارد كه معناى چهارم مقصود باشد و شامل تمامى خيرات - اعمّ از مادى ، اخروى و معنوى - گردد .
همچنين آيا منظور از « الشَّرَّ كُلَّهُ » شرور ظاهرى دنيوى است و يا شرور اخروى و يا شرور معنوى و يا اين كه هر سه اراده شده است ؟ ظاهر اين است به اعتبار لفظ « كُلَّهُ » شامل هر سه قسم بشود ، كه مراد از قسم اوّل عبارت از ناهموارىهاى عالم طبيعت است كه تحمّل آن براى بيشتر افراد مشكل است و قسم دوّم ابتلائات پس از اين عالم است كه نشأت گرفته از كوتاهى در عبوديّت مىباشد و قسم سوّم متابعت شيطان و نفس و آن چه بندگان را از توجّه به خدا باز مىدارد . ذيل دعاى قنوت نماز عيد نيز اشاره به اين قسم است :
« أَسْأَلُكَ . . . أَنْ تُخْرِجَنِى مِنْ كُلِّ سُوءٍ أَخْرَجْتَ مِنْهُ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ . وَ أَعُوذُ بِكَ [ فِيهِ ] مِمَّا اسْتَعاذَ مِنْهُ عِبادُكَ الصَّالِحُونَ . » « 1 »
از تو درخواست مىنمايم . . . كه مرا از هر بدى كه محمّد و آل محمّد را از آن بيرون آوردى ، خارج سازى . و به تو پناه مىبرم [ در اين روز ] از آن چه كه بندگان شايستهات از آن به تو پناه آوردهاند .
عدم صدور عطاياى الهى و منع آن ، به گزاف و بدون علّت
در رابطه با دو جملهى « تُعْطِى الْخَيْرَ مَنْ تَشآءُ ، وَ تَصْرِفُهُ عَمَّنْ تَشآءُ » بايد توجّه داشت كه صدور عطايا و مشيّت الهى و يا منع آن از هر چيز و هر كس ، به گزاف نبوده و نمىباشد .
ناچار يا بايد به حساب تكوين و نحوهى خلقت موجودات باشد و يا به حساب عمل كرد انسانها . براين اساس ، جملهى فوق معناى صحيح خود را پيدا مىكند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 289 .