« 1 »
تأكيد بر حفظ قرآن
مسلمان بايد حافظ قرآن باشد ، مثل مسلمانهاى صدر اسلام . نود درصد آنها بلكه بيشتر آنها حافظ قرآن بودند . حال اگر ما حفظ قرآن نيستيم ، بايد دست كم در خواندن قرآن روان باشيم و با نيمساعت به طور ترتيل بتوانيم يك جزء قرآن بخوانيم . اين قرآن خواندن را قرآن از ما مىخواهد . ثواب هم خيلى دارد . كتاب « فضل قرآن » از كتاب كافى را مطالعه كنيد ، ببينيد چه روايات خوبى دارد . اين مرحله اول .
مرحله دوم : تمسك به قرآن ، فهم الفاظ قرآن و ترجمه و تفسير قرآن است . يك كسى كه دانشمند است ، حال دانشمند طلبه باشد يا مهندس باشد يا دكتر ، يك كسى كه ديپلم گرفته ، يك كسى كه طلبه است ، اين بايد با قرآن آشنا باشد و از همه بالاتر كسى كه آمده مروج قرآن است ، اين بايد هر آيهاى را كه به او بدهند بتواند معنا كند ، هر آيهاى كه به او بدهند بتواند تفسير كند ، بداند اهلبيت راجع به اين آيه چه فرمودهاند ، بايد بداند كه مفسرين عالى قدر راجع به اين آيه چه فرمودهاند . نه ، بالاتر از اين ، شما طلبهها آن وقتى كه خارج مىخانيد ، در فقه برداشت از روايات داريد ، بايد برداشت از قرآن هم داشته باشيد . فهم الفاظ بايد باشد ، حتى برداشت از قرآن و اجتهاد از قرآن هم بايد باشد . اين هم مرتبه دوم ، كه قرآن مىگويد : اگر تدبر در قرآن نباشد قفل شقاوت روى دلخورده است . اين آيه كمنظير است در قرآن با اين تهديدى كه دارد : « افَلا يَتَدَبَّروُنَ القُرْآنَ امْ عَلي قُلوبٍ اقْفالُها » ( محمد / 27 ) ؛ يعنى مگر قفل شقاوت به دلت خورده كه تدبر در قرآن ندارى ؟ ننگ براى يك دكتر كه برداشت از علمش داشته باشد ، اما برداشت از قرآن نداشته باشد و تدبر در قران نداشته باشد . اين هم مرتبهء دوم .
هامش
( 1 ) - در گذشته جلسات دورة قرآن و تجويد ، حتى در مدرسههاى علميه هم برگزار مىشد و طلاب در اين باره كار مىكردند ؛ هم به قرائت قرآن مىپرداختند و هم به تجويد آن و هم به صورت و به حداقل آن كه مقدار واجب باشد قناعت نمىكردند ، اين سنت بايد احيا شود و طلاب در خواندن قرآن و ادعيه كوتاهى نورزند .