مىفرمايد : « وَيَهْديهِمْ الي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ » ، ديگر آن راهى را كه راه انبياست ، راه ائمهطاهرين است كه منتهاى سيرش هم همان سير انبياست - « اهْدِنَا الصّراطَ الْمُسْتَقيمَ صِراطَ الَّذينَ انْعَمْتَ عَلَيْهِمْ » ( حمد / 5 و 6 ) - به او نشان مىدهد ، آن هم چه راهى ؛ « وَمَنْ يُطِعِ اللّهَ وَ الّرَسُولَ فَاولئِكَ مَعَ الَّذينَ انْعَمَ اللّهُ عَلَيْهِمْ مِنَ الّنَبِييّنَ والصّديقينَ وَ الشُّهَداءَ وَالصّالِحينَ وَ حَسُنَ اولِئكَ رَفيقاً » ( نساء / 69 ) ؛ يعنى به آن جا مىرسد كه ديگر بهشت براى او كوچك است ، حتى « رضوان الله » ، چه رسد به بهشت معمولى ! حتى بهشت « عدن » ! ديگر بهشت برايش كوچك است . پس كجا خوب است ؟ پيش خدا . كجا ؟ پيش پيغمبر . كجا ؟ پيش امام حسين ، پيش حضرت ابوالفضل ، پيش امام سجاد ؛ « مِنَ الّنَبِييّنَ والصّديقينَ وَ الشُّهَداءَ » . صديقين يعنى ائمهطاهرين ، شهداء يعنى حضرت ابوالفضل و امثال او ، و « الصالحين » هم يعنى افراد شايسته وافرادى كه توانستهاند اين راه را بپيمايند . بعد قرآن مىفرمايد : چه رفيقهاى خوبى ! رفيق خيلى مؤثر است و اين وجود رفقاست كه به انسان آسيب مىرساند و پشت پا مىزند به همه چيز . مرحوم ديلمى - رضوانالله تعالى عليه - در كتاب ارشاد ، در آن روايات معراجيه ، نقل مىكند كه بعضيها در بهشت منعمر در عالم وحدتند . به او خطاب مىرسد : بندهام بگذار بهشتيها در نعمتشان متنعم باشند ، اما لذت تو ، حرف زدن من با تو و حرف زدن تو با من است . بعد مىفرمايد كه : پروردگار عالم نظرها به اين دارد و در هر نظرى ملك او توسعه پيدا مىكند .
سعه وجودى مؤمن
ملك او توسعه پيدا مىكند يعنى چه ؟ يعنى سعهء وجودى و كمال پيدا مىكند . خيال نكنيد در آخرت كمال نيست . بلى ، در آخرت تكليف و اعمال نيست ، ولى معقول نيست كمال نباش . در آنجا كمال هست ؛ « انَّ اصْحابَ الْجَنَّةِ الْيَوْمَ في شُغُلٍ