تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
هم هست - كسى كه گناه بكند ، نقطه سياهى در دل او پيدا مىشود ، اگر توبه كرد نقطه سياه زايل مىشود ، و اگر نه ، آن نقطه سياه زياد مىشود ، و اگر هم گناه كرد و كرد و كرد تا همهء دل را گناه گرفت « فلن تفلح ابداً » ديگر موفق به توبه نمىشود . بالأخره همان دل سياه را كه صفحه دل را سياهى گرفته است ، انسان مىتواند با يك توبه ، در دل شب يك گريه وزارى از گناه ، مبدل كند به صفحه‌اى سفيد ؛ يعنى آن ظلمت را مبدل كند به نور و روشنايى . اين كه پرونده سياه به پرونده درخشان ، مبدل شود ممكن نيست مگر به آن كه دل انسان مبدل شود از سياهى و تاريكى روشنى و به سفيدى . معناى « يقظه » و « تنبه » و بيدارى و اهميت دادن به واجبات نيز همين است . تخليه و تخليه هم معنايش همين است . خلاصه ، اگر كسى بخواهد مهذب بشود ، من خيال مىكنم بهترين راه آن است كه از معلم تقوا استفاده كند . معلم تقواست كه انسان را مىتواند به آن‌جا برساند كه درخت رذالت را ريشه‌كن كند و درخت فضيلت را به جاى آن بكارد .

معلم اخلاق در جانب رذيلت

چيزى كه در اين‌جا بايد توجه بدهم اين است كه از نظر قرآن ، ما همين‌طور كه استاد و معلم اخلاق در فضيلت داريم ، استاد و معلم اخلاق در رذيلت هم داريم ؛ يعنى قرآن مىفرمايد : گناه معلم اخلاق است اما در رذالت . گناه است كه انسان را به سقوط مىكشاند آن‌هم چه سقوطى ! گناه ولى كوچك اما براى سقوط انسان خيلى بزرگ است ، مخصوصاً گناه روى گناه كه قرآن مىفرمايد : « ثُمَّ كانَ عاقِبَةَ الَّذينَ اساؤوُا السُّوأي انْ كَذَّبُوا بِآياتِ اللّهِ » ( روم / 10 ) ؛ يعنى وقتى انسان لاابالى شد و گناه روى گناه انجام داد ، كم‌كم به آن‌جا مىرسد كه اصلًا زير همه‌چيز مىزند ؛ « اذا تُتْلي