مُسْتَقيمٍ » ( مائده / 15 و 16 ) ؛ از ظلمتها او را به نور مىكشاند : « وَ يُخْرِجُهُمْ مِنَ الّظُلُماتِ اليَ الّنُورِ » . بعد از همه اينها ، آن راهى را كه به مقصود مىرسد ، آن راهى را كه به مطلوب مىرسد ، راه سلامتى و صراط مستقيم ، آن راه را هم نشان مىدهد :
« وَيَهْديهِمْ الي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ » . خلاصهء بحث امروز ما اين شد : بالاترين چيزى كه انسان را مهذب مىكند ، يعنى براى انسان ، معلم اخلاق است ، تقواست . من خيال مىكنم اين از معلم خصوصى بالاتر است ، اين از معلم عمومى هم بالاتر است ، بلكه معلم خصوصى و معلم عمومى وابسته به اين معلم است . اگر انسان تقوا نداشته باشد ، اگر انسان به واجبات اهميت ندهد ، اگر انسان تقوا نداشته باشد ، اگر انسان به واجبات اهميت ندهد ، اگر انسان زبانش كليد نداشته باشد ، اگر انسان دلش كليد نداشته باشد ، يقينى و حتمى است كه ديگر حرف حق در او تأثير ندارد ، ديگر مسلم است كه هيچ كسى نمىتواند در او تأثير بگذارد .
پيغمبر اكرم با آن جاذبهاش همه را جذب مىكرد ، اما نمىتوانست در آن دلهايىكه تاريك بود و در آن افرادى كه رابطهاى با خدا نداشتند تأثير بگذارد . هدايت قرآن براى متقين است . شما ببينيد ، اول سورهء بقره : « بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيم ، الم ، ذلِكَ الْكِتابُ لارَيْبَ فيهِ هُديً لِلْمُتَّقينَ » . مىگويد قرآن ، معلم وهادى است ، اما براى متقين و نه ديگران اين « هدى للمتقين » دوجور مىشود تفسير كرد : يك معنا اين است كه براى تشريف و تعظيم متقين قرآن شريف مىفرمايد : من آمدم براى متقين ؛ اما يك معناى ديگر اين است كه قرآن مىتواند روى افرادى اثر بگذارد كه متقى باشند ، اما اگر گناه دل كسى را سياه كرده باشد ، ديگر نمىتواند قرآن ، جاذبهء پيغمبر ، جاذبه قرآن ، جاذبهء ائمهطاهرين روى آن اثر بگذارد .
همهء شما خوانديد براى ديگران كه امام حسين عليه السلام در روز عاشورا از مردم
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 74
مساهمون: الشيخ حسين المظاهري
ص٧٤