همه شما تقاضا دارم اگر دنيا مىخواهيد به نماز اهميت بدهيد ، اگر آخرت مىخواهيد ، و اگر هم موضوع بحث ما را كه كيفيت تهذيبنفس است مىخواهيد به نماز اهميت بدهيد .
مرحوم كلينى - رضوانالله تعالى عليه - در كافى روايتى به سند صحيح نقل مىكند ، و اين روايت را صاحب وسايل دو سه قسمت كرده است و شايد هم دو سه روايت باشد . او اين روايتها را در جلد سوم وسايل در اعداد نماز نقل مىكند . در اين روايت امام مىفرمايد : نماز ، نمازشب و نافله ، معلم اخلاق است ، آن هم چه معلمى ! مىفرمايد : خدا فرموده است بندهء من به من نزديك مىشود به واسطه نافله . اين نافله آيا مستحبات است مطلقاً ؟ يا نافلههاى نمازهاى يوميه . . . ؟ قدر متيقن از اين نافله ، نماز شب است . مىفرمايد :
« . . . وانه ليتقرب الي بالنافله حتي احبه فاذا أحببته كنت سمه الذي يسمع به وبصره الذي يبصر به و لسانه الذي ينطق به ويده الذي يبطش به . ان دعاني أجبته وان سألني اعطيته » « 1 »
مىفرمايد : نافله است كه بنده را محبوب من مىكند . وقتى محبوبم شد ، ديگر چشم او مىشوم ، گوش او مىشوم ، دست او مىشوم ، و او را مستجابالدعوه مىكنم ، مستجابالدعوهاى كه تا دعا كند مستجاب مىشود . اين كه مىگويد : چشم او مىشوم ، گوش او مىشوم ، زبان او مىشوم ، زبان او مىشوم ، دست او مىشوم ، همه و همه معنايش همان فرقان است ؛ يعنى مىرسد به جايى كه نور خدا در دل او منور
هامش
( 1 ) - دو حديث در اصول كافى ( نسخه همراه با ترجمه ) ، ج 4 ، ص 53 و 54 وجود دارد : يكى از امام صادق ( ع ) كه در سندش ضعف است و ديگرى از امام باقر ( ع ) كه سندش درست است . حديث در كتابهاى اهل سنت نيز آمده كه سند همه را ضعيف دانستهاند ، جز سند آنچه را كه طبرانى مختصراً آورده و گفتهاند : حديث حسن و خوبى است . ( به التاج الجامع للاصول ، ج 5 ، ص 207 و پاورقى آن مراجعه شود . )