تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
غرب با آن تمدنش ، دنياى آمريكا با آن علمش ، مصداق آن مىشود و « لَهُمْ قُلُوبٌ لَايَفْقَهُونَ بِها » . قضيهء بوسنى هرزگوين ، يك گواه روشن بر اين مسأله است كه براستى هركسى را جريحه‌دار مىكند ، و به فرموده اميرالمؤمنين اگر انسان با غيرتى بدان سبب بميرد جا دارد ، اما دنياى غرب تماشا مىكند و خوشحال است ، و آمريكا با كمال وقاحت مىگويد : « به من چه ارتباطى دارد ؟ » و بالاتر اين كه در پشت پرده به جنايتكاران كمك مىكند . اين يك معناى آيه است ، اما معناى دقيقتر آيه ، آن است كه دنياى غرب و اين آمريكا كه راه جهنم را در پيش گرفتند ، و دوان‌دوان به جهنم مىروند وقتى كه وارد صف محشر مىشوند و زمانى كه چشمها هم تيز بين مىشود ، اينها گرگند ، سگند ، مارند و عقربند . در روايات ما نظير اين آيات زياد است ، راوى مىگويد : در مكه خدمت امام صادق - سلام‌الله عليه - بودم . طواف امام ( ع ) تمام شده بود كه خدمت ايشان نشستم . در اين هنگام ديدم امام صادق ( ع ) به مطاف نگاه مىكند ، خيلى خوشحال شدم . مسجد پربود . گفتم : « يابن رسول‌الله امسال چقدر حاجى فراوان است ! » حضرت تبسم كردند و فرمودند : « مااكثر الضجيج و اقل الحجيج » . راوى مىگويد : به امام گفتم : « نفهميدم » و امام صادق - سلام‌الله عليه - به من چشم‌تيزبين دادند و فرمودند : « نگاه كن » . راوى مىگويد : از ميان انگشتهاى امام صادق نگاه كردم و ديدم همه موش ، گاو ، پلنگ ، خرگوش و مار در طواف است ، و در ميانشان انسانهايى هم وجود دارند . بزرگى به من گفت : من با علامهء طباطبايى - رضوان‌الله تعالى عليه - رابطهء رفاقتى داشتم . روزى به علامه طباطبايى گفتم : آقا من دلم مىخواهد رابطه‌ام با شما
تهذيب نفس از ديدگاه قرآن (فارسى) — صفحة 142 | الشيخ حسين المظاهري