امّا اقتباس : عبارتست از اينكه از قرآن و حديث فقرهاى را تضمين كلام كنند به شرط اينكه بعنوان قرآن و حديث نباشد همچون قول حريرى :
فلم يكن الّا كلمح البصر او هو اقرب حتّى انشد فاغرب .
و مانند قول ديگرى :
ان كنت ازمعت على هجرنا * من غير ما جرم فصبر جميل
و ان تبدّلت بنا غيرنا * فحسبنا اللّه و نعم الوكيل
و نظير قول حريرى :
قلنا شاهت الوجوه و قبح اللّكع و من يرجوه .
و مثل قول عبّاد :
قال لى انّ رقيبى * سئّ الخلق فداره
قلت دعنى وجهك الجنّة حفّت بالمكاره
ملحقات به سرقات شعرى
شارح گويد :
و از ملحقات به سرقات شعرى ميتوان اقتباس و تضمين و عقد و حل و تلميح را نام برد .
كلمه [ تلميح ] با تاء دو نقطه و تقديم لام بر ميم مشتق است از [ لمحه ] و آن را در وقتى گويند كه شخص شيئى را ببيند .
و وجه اينكه اين ابحاث از ملحقات سرقات شعرى دانسته شده اينستكه در هريك از آنها شيئى را از شيئ ديگرى اخذ نمودهايم .