كرده است .
و مثال دوّم كه اقتباس از قرآن در صورت نظم باشد همچون قول ابو القاسم بن حسن كاتبى :
ان كنت ازمعت على هجرنا * من غير ما جرم فصبر جميل
و ان تبدّلت بنا غيرنا * فحسبنا اللّه و نعم الوكيل
يعنى : اگر قصد كردهاى جزما و قطعا بر دورى و قطع الفت از ما بدون اينكه گناهى از ما راجع به تو سر زده باشد پس صبر مىكنيم صبر كردنى جميل و نيكو و اگر غير ما را به ما تبديل كنى و بجاى ما ديگرى را دوست خود قرار دهى پس كافى است ما را خداوند و او خوب وكيلى است .
كلمه [ ازمعت ] يعنى عزم و قصد نمودهاى .
شاعر در اين بيت آيه شريفه را اقتباس كرده است پس اين كلام منظوم اقتباس از آيه شريفه كه كلام الهى است مىباشد .
و مثال سوّم كه اقتباس از حديث در صورت نثر باشد نظير قول حريرى :
قلنا شاهت الوجوه و قبح اللكع و من يرجوه ( زشت و بدمنظر باد صورتها و ملعون باشد شخص لئيم و كسى كه اميد به او دارد ) .
شاهد در اينستكه حريرى لفظ حديث يعنى [ شاهت الوجوه ] كه به معناى قبحت الوجوه است را اقتباس كرده چه آنكه در روايت آمده است زمانيكه در روز حنين كارزار سخت گرديد وجود مبارك پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مشتى از سنگريزهها را برداشته و به صورت مشركين پاشيده و فرمودند :