شاهت الوجوه ( خدا روى شما را زشت و بدمنظر كند ) .
كلمه [ قبح ] به صيغه مبنى للمفعول ( مجهول ) مىباشد يعنى ملعون باشد مشتق است از [ قبحه اللّه ] بفتح قاف يعنى خداوند او را از خير و رحمت دور نمايد .
و كلمه [ لكع ] يعنى لئيم و پست .
و مثال چهارم كه اقتباس از حديث در صورت نظم باشد مانند قول ابن عبّاد :
قال لى انّ رقيبى سيىّ الخلق فداره * قلت دعنى وجهك الجنّة حفّت بالمكاره
يعنى : آن دوست به من گفت كه پاسبان من بدخلق مىباشد پس با او نرمى و مدارا نما .
گفتم واگذار من را روى تو همچون بهشت مىباشد كه بناخوشيها احاطه شده باشد .
كلمه [ داره ] مشتق از [ مدارة ] يعنى ملاطفت و مجاملت مىباشد و ضمير مفعولى به رقيب راجع است .
شاهد در اينستكه صاحب بن عبّاد اينكلام منظوم را از فرموده پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم يعنى :
حفّت الجنّة بالمكاره و حفّت النّار بالشّهوات اقتباس كرده .
و معناى بيت اين است كه :
بر طالب بهشت صورت تو لازمست كه مكاره و ناخوشىها را تحمّل كند همانطورى كه طالب و خواهان بهشت مىبايد مشقّت و تكاليف را بر خود حمل نمايد .