از قبيل توارد خواطر بر سبيل اتّفاق بوده بدون اينكه اخذ و سرقتى صورت گرفته باشد .
و امّا اگر ندانيم بايد گفته شود :
فلانى اينطور گفته و قبل از او ديگرى چنين بيان كرده است .
شارح گويد :
مقصود اينستكه اكثر و بيشتر انواعى كه براى اخذ غير ظاهر ذكر نموديم و همچنين نظائر اين مذكورات و مقبول و مورد پسند اهل ذوق مىباشد زيرا در آنها بنوعى تصرّف شده كه طبع آنها را مستحسن و نيكو مىيابد و اينطور نيست كه آخذ به صرف نقل كلام غير اكتفاء نموده باشد بلكه پارهاى از اين انواع در حدّى هستند كه حسن تصرّف آنها را از زمره اتباع و اخذ خارج و به مرحله ابتداء و تأسيس كشانده است بطورى كه مستمع حاضر نيست وقتى آن را شنيد حكم كند كه آن كلامى است مأخوذ از كلام ديگر و بايد توجّه داشت كه هرچه اخذ و سرقت مخفىتر باشد به نحوى كه مأخوذ بودنش از كلام اوّل دانسته نشود مگر پس از دقّت و تأمل زياد البتّه به قبول و پسند اهل ذوق نزديكتر مىباشد زيرا از حضيض اتباع بدور و به اوج تأسيس و ابتداع اقرب مىباشد .
سپس شارح گويد :
مشاراليه [ هذا ] در كلام مصنّف كه گفته : هذا كلّه الخ مطالبى استكه در تحت عنوان اخذ ظاهر و غير ظاهر بيان شد و آنها عبارت بودند از :
ادّعاى سابقيّت احد الكلامين بر ديگرى و مأخوذ بودن دوّمى از آن و مقبول و مردود بودن اخذ و تسميه هريك باسامى مذكور و حاصل
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 331
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣١