اوّلى از اين اقسام كه ثانى از اوّل ابلغ باشد همچون قول ابو تمام :
هو الصّنع ان تعجل فخير و ان ترث * فللريث فى بعض المواضع انفع
يعنى : شان اينستكه احسان و نيكى اگر زود حاصل شود خوب است و اگر دير تحقق يابد براى دير حاصل شدنش در پارهاى از موارد نفع بيشترى مىباشد .
ضمير [ هو ] به معناى شأن بوده و كلمه [ صنع ] به معناى احسان است و مبتداء مىباشد و خبرش جمله شرطيّه يعنى [ ان تعجل فخير الخ ] مىباشد و كلمه [ ترث ] يعنى اگر دير تحقّق يابد .
سپس شارح گويد :
بهتر اينستكه ضمير [ هو ] به معناى [ شأن ] نبوده بلكه به معناى حاضر در ذهن عود كرده و بدين ترتيب مبتداء است و خبرش [ الصّنع ] مىباشد و جمله شرطيه در ابتداء كلام قرار گرفته و همين احتمال دوّم نيز در قول ابو العلاء معرّى وجود دارد ، وى گفته است :
هو الهجر حتّى ما يلم خيال * و بعض صدور الزائرين وصال
يعنى : آن حالت كه بودن من با محبوبه خود باشد هجران و دورى است تا زمانيكه خيال فرود مىآيد و حال آنكه برخى از روى گردانيدنهاى زائرين عين وصال مىباشد .
شاهد در ضمير [ هو ] است كه به معناى حاضر در ذهن راجع است بنابراين مبتداء بوده و خبرش [ الهجر ] مىباشد همانطورى كه احتمال دوّم در بيت ابو تمام چنين بود و بايد توجّه داشت كه اين نوع از اعراب بسيار لطيف و دقيق بوده و غير از اذهان تمرين ديده از ائمه عرب اذهان ديگر متفطّن آن نبوده و آن را درك نمىكنند .