نمىيافتند بسوى ارواح ما راههائى را .
ضمير در [ لها ] به [ منيّه ] راجع بوده و آن حال است از [ سبلا ] و [ المنايا ] فاعل است براى [ وجدت ] .
و در نقلى [ يد المنايا ] روايت شده .
شاهد در اينستكه ابو الطيب تمام معناى شعر ابو تمام را اخذ كرده به اضافه پارهاى از الفاظ آن كه لفظ [ المنيّه ] و [ الفراق ] و [ الوجدان ] باشد و لفظ [ نفوس ] را به [ ارواح ] مبدّل ساخته و در عين حال از نظر بلاغت ايندو بيت با هم مساوى هستند لذا شعر ابو الطّيب مذموم نيست ولى در عين حال فضل براى كلام ابو تمام است .
سپس شارح گويد :
و بگفته مصنّف اگر معنا به تنهائى اخذ و سرقت شود اين اخذ را اصطلاحا المام و سلخ خوانند .
كلمه [ المام ] مشتقّ است از [ الّم ] يعنى قصد كرد و اصل آن از [ الّم بالمنزل ] بوده كه به معناى فرود آمدن در منزل مىباشد .
و لفظ [ سلخ ] يعنى كندن پوست از گوسفند و مانند آن و ارتباط اين معنا با مورد بحث آنست كه گويا قائل دوّم از معنا جلد و قالب آن را كنده و يك جلد ديگرى به آن مىپوشاند چه آنكه لفظ نسبت بمعنا به منزله لباس مىباشد .
اقسام المام و سلخ
المام همچون اغاره بر سه قسم است زيرا كلام دوّم يا ابلغ از كلام اوّل بوده يا مادون آن مىباشد و يا با هم در يك عرض قرار دارند .