وقوفا بها صحبى على مطيّهم * يقولون لا تهلك اسى و تجمل
يعنى : درحاليكه ياران من حيوانها و مركبهاى راهوار خود را بر بالاى سر من بازداشتهاند به من مىگويند :
از جهت اندوه و حزن هلاك مشو و صبر كن صبرى نيكو .
و طرفه شاعر اين بيت را سرقت نموده و در قصيده داليّه خويش آورده منتهى بجاى [ تجمّل ] تجلّد گفته است .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : فالاخذ و السرقة الخ : كلمه [ فاء ] بر سر [ الاخذ ] فاء فصيحه بوده و تقدير كلام چنين است :
و اذا ظهر ذلك فالاخذ و السرقة الخ .
قوله : ظاهر و غير ظاهر : وجه تسميه اخذ و سرقت به ظاهر اينستكه اگر دو كلام يعنى ( اصل و فرع ) را بهر عقلى كه عرضه بدايم حكم كند باينكه يكى اصل و ديگرى فرع است .
و وجه تسميّه آن به غير ظاهر اينستكه بين دو كلام مزبور تغيير و تحوّلى واقع شده كه در حكم نمودن به اصل و فرع نياز بتأمل و دقت است لاجرم هرعقلى نميتواند حكم به آن كند .
قوله : و يسمّى نسخا : وجه تسميه آن به نسخ اينست كه قائل دوّم كلام غير را نسخ نموده و آن را به خود نسبت داده است .
قوله : و انتحالا : وجه تسميه آن به [ انتحال ] آن است كه قائل كلامى را كه متعلّق به غير است ادّعاء نموده كه از آن خود مىباشد چه آنكه انتحال در لغت عبارتست از ادّعاى شيئى را براى خود .