[ توشيح از نظر ادباء ]
توشيح : و آن چنانست كه اوّل كلام دلالت كند بر آخر آن بعد از دانستن سجع و قافيه مانند آنچه در كلام سعدى آمده :
آنچه ديدى بر قرار خود نماند * و آنچه هم بينى نماند بر قرار
و نيز مانند آنچه من گفتهام :
آنچه بگفتم كدام را بشنيدى * و آنچه بگفتى كدام را نشنيدم
شرح فارسى :
توضيح
قوله : على بحرين او ضربين من بحر واحد : كلمه [ بحر ] بفتح باء در لغت به معناى دريا است ولى در اصطلاح علماء بديع و عروض عبارتست از طائفه و پارهاى از كلام موزون و آن را انواع و فروعى است كه از آن منشعب ميشوند همانطورى كه از دريا نهرها منشعب مىگردند .
بايد توجّه داشت كه هربحرى مركّب است از اركان ، و اركان مركّب هستند از اصول و اصول سهتا است :
سبب ، وتد ، فاصله .
بحرى كه از تكرار يك ركن حاصل شود بحر مفرد بوده و آنچه از تركيب دو ركن يا بيشتر حاصل شود بحر مركّب خوانده مىشود و مجموع بحور مفرد و مركّب نوزدهتا است به اين ترتيب :
طويل - مديد - بسيط - وافر - كامل - هزج - رجز - رمل منسرح - مضارع - مقتضب - مجتث - سريع - جديد - قريب - خفيف مشاكل - متقارب - متدارك .
قابل توجّه اينكه بحور عروضى بر دو قسم بوده :
الف : بحور متفق الاركان .
ب : بحور مختلف الاركان .
بحور متّفق الاركان عبارتند از :