[ شرح قافيه از نظر ادباء ]
قافيه از نظر خليل عبارتست از آخر حرفى كه در بيت واقعست تا اوّلين حرف ساكنى كه پهلوى آن قرار گرفته همراه با حركتى كه قبل از اين ساكن مىباشد ، بنابراين قافيه اوّل اين بيت لفظ [ الردى ] با حركت كاف از [ شرك ] مىباشد چه آنكه آخرين حرف [ ياء ] بوده و اوّلين حرف ساكنى كه پهلوى آن واقعست [ لام ] بوده و حركت قبل از آن حركت كاف مىباشد زيرا اگرچه [ الف ] قبل از [ لام ] متحرّك است ولى چون خوانده نميشود اعتبار به آن نبوده و حركات [ كاف ] را بايد لحاظ نمود .
و قافيه دوّم از حركت دال [ اكدار ] تا آخر مىباشد زيرا آخرين حرف [ راء ] بوده و اوّلين ساكن قبل از آن [ الف ] و حركت قبل از الف همان حركت دال مىباشد .
پس از آن مىگويد :
و گاهى نظم و شعر را بر بيش از دو قافيه بناء مىكنند ، البته اين معنا بسيار نادر و گوينده بايد مرتكب تكلّف شود .
قابل توجّه آنكه اشعار لطيف ذوقافيتين نوعى است كه غالبا در شعر فارسى يافت مىشود و آن اينستكه الفاظ باقى بعد از قافيه اوّل بطورى استكه وقتى آنها را جمع نمائيم خود شعرى مستقيم المعنى مىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : و يسمّى التوشيح و ذو القافيتين : شمس الدّين محمّد بن قيس الرّازى در المعجم آورده است :
توشيح آنست كه بناء شعر بر چند بخش مختلف الوزن نهند كه جمله آن يك قصيده باشد و چون هربخشى را جداگانه برخوانى قصيده ديگر بر وزنى ديگر برون آيد چنان كه رشيدى سمرقندى گفته است :