متفاعلن متفاعلن * متفاعلن متفاعلن
غاراتها لا تنقضى * و اسيرها لا يفتدى
متفاعلن متفاعلن * متفاعلن متفاعلن
و اگر در بيت اوّل بر [ اكدار ] و در بيت دوّم بر [ دار ] و در بيت سوّم بر [ اخطار ] وقف نمائيم البتّه بيت مذكور از قسم دوّم اين بهر محسوب شده زيرا در اينقسم شش مرتبه متفاعلن تكرار مىگردد به اين نحو :
يا خاطب الدنيا الدّنية انّها * شرك الرّدا و قراره الاكدار
متفاعلن متفاعلن متفاعلن * متفاعلن متفاعلن متفاعلن
دار متى ما اضحكت فى يومها * ابكت غدا بعدالها من دار
متفاعلن متفاعلن متفاعلن * متفاعلن متفاعلن متفاعلن
غاراتها لا تنقضى و اسيرها * لا يفتدى بجلائل الاخطار
متفاعلن متفاعلن متفاعلن * متفاعلن متفاعلن متفاعلن
قوله : يليه مع الحركة الخ : ضمير منصوبى در [ يليه ] به ذلك الآخر راجع است و مقصود ساكنى است كه قبل از حرف آخر قرار گرفته .
قوله : على اكثر من قافيتين : شارح در مطول مثال آن را قول حريرى قرار داده وى گفته است :
جودى على المستهتر الضّب الجوى * و تعطفى بوصاله و ترحّمى
ذا المبتلى المتفكّر القلب الشجى * ثمّ اكشفى عن حاله لا تظلمى
يعنى : بخشش كن اى زن بر كسى كه ديوانه شده از اندوه و حزن و عاشق و دلسوخته گرديده از عشق و محبّت و مهربانى كن بوصال خود با او و رحم نما به اين مبتلاى سرگردانى كه صاحب دل اندوهناك