آنچه مصنّف در متن آورده مصراعى از بيت است و تمام آن چنين مىباشد :
يمدّون من ايد عواص عواصم * تصول باسياف قواض قواضب
و معناى آن بيت چنين مىشود :
مىكشند دستهائى را در حالى كه به دشمنان زده و از دوستان حمايت مىكنند ، حمله كنندهاند بر دشمنان با شمشيرهائى كه حكم به قتل ايشان كرده و آنها را مقطوع مىسازند .
سپس مصنّف گويد :
اينقسم از جناس را كه حرف زائد د آخر احد اللّفظين قرار گرفته بسا به جناس مطرّف مىخوانند .
جناس مذيل
در موردى كه اختلاف بواسطه زيادى بيش از يك حرف باشد جناس را ، جناس مذيّل خوانند مانند قول خنساء :
انّ البكاء هو الشفاء * من الجوى بين الجوانح
يعنى : گريستن آتش سوزان دل را كه بين استخوانهاى سينه و پهلو است شفاء مىدهد .
كلمه [ الجوى ] يعنى سوزش دل .
شاهد در [ الجوى ] و [ الجوانح ] مىباشد كه دوّمى دو حرف يعنى [ نون ] و [ حاء ] بيشتر از اوّلى دارد .
تنبيه : عبارت [ و امّا باكثر ] در متن معطوف است بر [ امّا به حرف ] .