تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
در اينمثال « مسرعا » حال است از « كاف » و چون مضاف بكاف يعنى « ذهاب » عامل در « مسرعا » مىباشد آوردن اينحال جايز است .

اقسام حال

حال داراى اقسامى است كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم : 1 - حال منتقله : و آن حالى است كه دلالت كند بر تغيّر حال ذوالحال مانند : جائنى زيد راكبا كه وصف ركوب دائما براى « زيد » ثابت نبوده بلكه گاهى راكب و زمانى راجل مىباشد . 2 - حال لازمه : و آن حالى است كه دلالت بر ثبوت و عدم انتقال حال و ذوالحال نمايد و آن در سه مورد است : الف : در جائى كه حال جامد و غير مؤوّل به مشتق باشد مانند : هذا مالك ذهبا كه « ذهب » بودن قابل انتقال از ذوالحال نمىباشد . ب : در مورديكه حال مؤكّده باشد مانند : ولّى مدبّرا . ج : در جائى كه عامل بر تجدد ذوالحال دلالت مىكند مانند : خلق الانسان ضعيفا . 3 - حال مقصوره : و آن عبارتست از حالى كه ذاتا و فى نفسه منظور باشد مانند : جائنى زيد راكبا . 4 - حال موطئه : و آن عبارتست از حالى كه مقدّمه براى ذكر غير مىباشد و آن جامد و موصوف مىباشد نظير : فتمثّل لها بشرا سويّا . شاهد در « بشرا » است كه حال موطئه بوده و همانطوريكه ملاحظه مىكنيم جامد و موصوف است و صفتش « سويّا » مىباشد . 5 - حال مقارنه : و آن اينستكه زمان حال و عاملش متّحد باشد مانند :