تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
دلالت كند بر مصاحبتش با معمول عاملش مانند : سرت و زيدا . در اينمثال « زيدا » مفعول معه است و چنانچه مىبينيم بعد از « واو » ذكر شده و بدينوسيله با فاعل « سير » مصاحبت نموده . حكم مفعول معه اينستكه تقدمش بر عامل ممتنع مىباشد .

5 - مفعول فيه و حكم آن

مفعول فيه : كه به آن ظرف نيز مىگويند عبارتست از اسم زمان يا مكان مبهمى كه فعل در آن واقع مىشود مانند : جئت يوم الجمعة و صلّيت خلف زيد . شاهد در « يوم الجمعة » و « خلف » بوده كه اوّلى مفعول فيه زمانى و دوّمى مفعول فيه مكانى مىباشد . در مفعول فيه مكانى شرط است كه مبهم باشد يعنى لازم است ظرفى بوده كه در تعيين و تشخيص آن محتاج به غير باشيم بخلاف مفعول فيه زمانى كه مطلق اسم زمان را ميتوان بعنوان مفعول فيه قرار داد چه مبهم و چه مختص باشد .

6 - منصوب بنزع خافض

عبارتست از اسم صريح يا اسم مؤوّلى كه بواسطه فعل لازم بعد از حذف حرف جرّ از ابتدائش منصوب مىباشد مانند : ذهبت الشام . كه در اصل ذهبت الى الشام بوده و سپس بعد از حذف « الى » كلمه « الشام » منصوب شد .

اقسام منصوب بنزع خافض

منصوب بنزع خافض بر دو قسم است : الف : قياسى .
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 135 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى