1 - مضاف اليه .
2 - مجرور بحروف جرّ .
1 - مضاف اليه
مضاف اليه : عبارتست از اسمى كه بواسطه حرف جرّ مقدّر چيزى را به آن اضافه و نسبت دهند مانند : غلام زيد .
شاهد در « زيد » است كه بواسطه « لام » جرّ مقدّر غلام را به آن نسبت دادهايم .
2 - مجرور به حرف جرّ
مجرور به حرف : عبارتست از امس كه بواسطه حرف جرّ مذكور چيزى را به آن اضافه و نسبت دهند مانند : مررت بزيد .
شاهد در « زيد » است كه بواسطه « باء » جرّ ملفوظ مرور را به آن نسبت دادهايم .
حكم مجرور به حرف جرّ
هر اسمى كه مجرور به حرف جرّ باشد همچون ظرف محتاج با متعلق است يعنى نيازمند بكلمهايت است كه معنايش با آن تمام و كامل مىگردد اعم از آنكه كلمه مذكور فعل بوده شبه فعل باشد و يا احيانا اسمى بوده كه معناى فعل را داشته باشد نظير هذا كه به معناى « اشير » است .
ناگفته نماند كه در جائى كه حروف جرّ زائده باشند مجرور به آنها متعلّق ندارد .
حروف جرّ و معانى آنها
مشهور از حروف جرّ هفده حرف بوده كه مرحوم ملّا محسن آنها را در اين بيت فارسى آورده :
با و تا و كاف و لام و واو و منذ و مذ خلا * ربّ حاشا من عدا فى عن على حتّى الى