كه ضمير « هو » در « لايكون » مستتر بوده و به « الجائى منهم » عود مىكند .
6 - فعل تعجّب مانند : ما احسن زيدا .
كه ضمير « هو » در « احسن » مستتر بوده و به « ما » عود مىكند .
2 - نائب فاعل
نائب فاعل عبارتست از مفعولى كه پس از حذف فاعل بجاى آن قرار مىگيرد .
البته بايد توجّه داشت كه پس از حذف فاعل فعل را مجهول نموده آنگاه مفعول را بجاى فاعل قرار مىدهند مانند : ضرب عمرو ( زده شد عمرو ) كه ابتداء ضرب زيد عمرا بوده و پس از حذف « زيد » ضرب را مجهول كرده و پس از آن « عمرو » را بجاى زيد قرار دادند .
تذكّر
برخى از مفاعيل همچون :
1 - مفعول دوّم در باب « علمت »
2 - مفعول سوّم در باب « اعلمت »
3 - مفعول له .
4 - مفعول معه .
براى نائب فاعل واقع شدن صلاحيّت ندارند اعم از آنكه مفعول به در كلام بوده يا نباشد و جهت عدم صلاحيّت آنها را در كتاب « الدّرة الثمينه » آوردهام طالبين به آنجا مراجعه نمايند .
و امّا غير مفاعيل مذكور نظير : ظرف و جارو مجرور و تمييز بنابر قول كسائى .
در صورتى كه مفعول به در كلام باشد پس از حذف فاعل نيابت از فاعل با مفعول به بوده و با وجود آن نوبت به غيرش نميرسد ولى در صورتى كه مفعول به در كلام نباشد جملگى از اين نظر با هم مساوى بوده و هيچكدام بر ديگرى ترجيح ندارد .